اندیشه » مراجع و بزرگان دینی » تعداد بازدید: ٢٩٦٩٣٦
محمد تقی ستوده
امتیاز:
قبلاً سرزمین ارك را «عراق» می گفتند؛ در سال های 1227 - 1231 ق. درعصر فتحعلی شاه قاجار، یوسف خان سپهدار گرجی، فرمانده پادگان محل - كه یكی از حكمرانان او در عراق بود - آن را تجدید بنا كرد، از آن پس نام عراق به « قلعه سلطان آباد » تغییر یافت. منظور از سلطان در این جا فتحعلی شاه(م 1250 ق ) است. این نام حدود 127 سال نام رسمی این شهر بود. تا این كه در سال 1316 ش. در عصر سلطنت رضا خان، نام سلطان آباد به ارك تغییر یافت.(1)

در همین سالهای 1227 تا 1231 ق. سپهدار گرجی، نخستین مدرسه علمیه را تأسیس كرد.(2) پس از گذشتن حدود نود سال، یعنی در سالهای 1315 تا 1320 ق. مدرسه و مسجد حاج محمد ابراهیم خوانساری (م 1322

صفحه 31

ق)، در محله عباس آباد ساخته شد. و در سال های 1318 - 1320 ق. سومین مدرسه علمیه و در كنارش مسجدی به دست مرحوم حاج حسین ملك التّجّار تبریزی (از بازرگانان معروف ارك، م 1322 ق) ساخته شد. و چون آقا ضیاء الدّین، فرزند سید محمد باقر، امام جماعت مسجد این مدرسه بود، این مدرسه و مسجد به نام مدرسه و مسجد آقا ضیاء، معروف گردید؛ یا شاید بانی نام برده، این مدرسه و مسجد را به نام آقا ضیاء ساخته بود.(3) بنابراین در حدود سال 1227 ق. در ارك، حوزه علمیه وجود داشته است؛ وجود علما و فضلایی كه از این سال به بعد از شهر عالم پرور ارك بر خاسته اند، این موضوع را تأیید می كند. همان گونه كه یكی از پژوهشگران، نام چهل نفر از علمای برجسته ارك را كه یكی از آنها آیة الله شیخ رحمت الله قاضی عراقی، پدر آیت الله ستوده است برمی شمرد كه قبل از ورود آیة الله العظمی حاج شیخ عبد الكریم حائری (ره) به ارك، از ارك برخاسته اند.(4)
پدر و مادر بزرگوار آیة الله ستوده

پدر ارجمند استاد ستوده، عالم عامل حضرت حجة الاسلام و المسلمین شیخ رحمت الله ستوده، معروف به قاضی عراقی، از شاگردان آیة الله العظمی میرزا محمد تقی شیرازی ( م 1338 ق ) و آیة الله میرزا جهانگیر خان قشقایی ( م 1328 ق) بود. او شخصی آزاد مرد، راسخ، غیور، و در احكام اسلامی و نهی از منكر، بسیار جدّی بود و در برابر بدعت گزاران و منحرفین موضع گیری شدید و پر صلابت داشت؛ به طوری كه در باره اش می گفتند: « اگر كوهها بلرزد، او متزلزل نمی شود.» شیخ رحمت الله در اصفهان با آیة الله بروجردی (ره) ارتباط داشت؛ و در ارك بین ایشان و آیة الله حاج شیخ عبد

صفحه 32

الكریم حائری (ره) كمال دوستی و صمیمیت برقرار بود؛ به طوری كه مرحوم آیة الله العظمی شیخ محمد علی اركی (ره) می فرمود: « آیة الله حائری مردم را در حلّ و فصل امور به ایشان ارجاع می دادند. او به گونه ای مدبّرانه و هوشمندانه به حل مشكلات مردم می پرداخت كه مورد رضایت و خوشنودی آقای حائری می شد.»

استاد ستوده در مصاحبه ای در این زمینه می فرمود:

«آیةالله حاج شیخ عبدالكریم حائری زیاد به خانه ما می آمد، با پدرم رفت و آمد بسیار داشت، با همشیره ام صیغه محرمیّت خوانده بود تا مادرم با او محرم شود، تا رفت و آمدش به منزل ما در ارك خودمانی گردد.»

از گفتنی ها این كه، آیةالله حاج شیخ محمد سلطان العلمای اركی (1296 - 1382 ق) عالم بزرگ و صاحب حاشیه به كفایة الاصول، در نجف اشرف بود، پدرش از ارك به نجف اشرف سفر كرد. در آن جا از هر كس سراغ پسرش را می گرفت، كسی او را نشناخت، تا این كه سراغ شیخ رحمت الله قاضی عراقی (پدر آیةالله ستوده) را گرفت، زود او را شناختند و به او معرّفی كردند، پدر سلطان العلما به آقای قاضی گفت: «چرا پسرم را نشناختند و تو را شناختند؟» آقای قاضی پاسخ داد: «چون من اهل مزاح و شوخ طبع هستم، همه جا معروف می باشم؛ اما پسر شما مردی ملّا و باسواد است، من كجا و او كجا؟»(5)

آری آقای قاضی، پدر آقای ستوده، بدین سبب به مكارم اخلاقی و فضایل انسانی معروف بود كه خود را كوچك، و دیگران را تكریم و احترام می كرد.

آیةالله ستوده در یكی از مصاحبه هایش می گوید:

در مسجد امام قم پس از درس، چشمم به آیةالله العظمی سید

صفحه 33

محمدرضا گلپایگانی (ره) خورد كه برای تشییع جنازه یكی از علما به آن جا آمده بود و به ستون مسجد تكیه داده و نشسته بود. به محضرش رفتم؛ مرابا این كه چند سال در منزلش پای درسش می نشستم، نشناخت. تا این كه آیة الله صافی كه در آن جا بود، مرا به آقا معرّفی كرد و فرمود: «این آقا، پسر آقای قاضی عراقی است.» آن گاه آقای گلپایگانی، كه پدرم را خوب می شناخت، مرا شناخت.

پدرم بسیار اهل وِلاء و محبّ خاندان رسالت (ع) بود. هنگام شنیدن ذكر مصیبت اباعبدالله الحسین (ع) بسیار گریه می كرد و های های ناله می نمود كه یكی از شعرا در اشعاری از او چنین تعبیر كرد: «این حسین اللهی است.» او شب شام غریبان غذا نمی خورد، چراغ روشن نمی كرد و به یاد مصائب كربلا اشك می ریخت.

گاهی كه با آیة الله العظمی حاج شیخ محمد علی اركی، خلوت می نمودم و یا همراه او حركت می كردم، از پدرم و از فضائل او یاد می كرد؛ از جمله می فرمود: در عصر رضاخان وقتی كه به فرمان او كشف حجاب شد و عمامه بر سر نهادن ممنوع گردید، پدرت از كشف حجاب آن قدر ناراحت نشد كه از ممنوعیّت عمامه ناراحت گردید. علت را از او پرسیدند، فرمود: «اگر عمامه بماند، حجاب را برمی گرداند.»

ظاهراً علت این كه یكی از بزرگان وی را به نام قاضی ملقّب كرد، آن است كه حوائج مردم را به اصطلاح روا می كرد؛ زیرا یكی از معانی قاضی، «روا كننده» است. سرانجام این مرد خدمتگزار و محبوب در سال 1353 ق. از دنیا رفت. قبرش در ارك در صحن مقبره آیة الله العظمی سید نور الدین حسینی عراقی (ره) قرار دارد.

صفحه 34

سلسله نسب استاد ستوده از ناحیه مادر به دو عالم بزرگ و وارسته، مرحوم مولی مهدی نراقی (م 1209 ق) و مولی احمد نراقی (م 1245 ق) می رسد. این بانو بسیار بافضیلت بود. مرحوم استاد ستوده از مادرشان به عنوان زنی فوق العاده و دارای سجایا و مكارم اخلاقی یاد می كرد؛ از جمله می فرمود:

«او یك بانوی پارسا و وارسته بود، از زرق و برق و تجمّلات دنیا پرهیز می كرد؛ وقتی كه از دنیا رفت، حتی یك انگشتر طلا از او باقی نماند. او دارای استعداد و حافظه قوی بود. استعداد و حافظه من پس از الطاف الهی، از ناحیه مادرم به ارث رسیده است. و یكی از عوامل موفقیت بنده، خدمت به مادر و مراقبت از او در سال های بیماری اش، و دعای خیر او در حقّ من بود.»

این مادر وارسته و ارجمند در سال 1358 ق. در ارك به رحمت الهی پیوست. بنابراین استاد ستوده، در سیزده سالگی پدر را، و در هیجده سالگی مادر را از دست داد. پس وقتی برای ادامه تحصیل به قم آمد، پدر و مادر نداشت.(6)
ولادت و نشو و نما

حضرت آیة الله حاج شیخ محمد تقی ستوده، در 14 ذیحجه سال 1340 ق. مطابق با سال 1300 ش. در خانواده ای روحانی در ارك - كه آن وقت سلطان آباد نام داشت - از بیت علم و فضیلت، دیده به جهان گشود و در یك خانواده ای مذهبی زیر سایه پدری فاضل، عالم و با فضیلت، رشد و نمو كرد، تا به سنین نوجوانی رسید. و با توجه به این كه در سیزده سالگی پدرش از دنیا

صفحه 35

رفت، برای تأمین مایحتاج زندگی حدود دو سال در نزد یكی از بستگان در بازار، مشغول خرید و فروش شد؛ ولی علاقه به ادامه تحصیل او را بر آن داشت كه سر انجام بازار را رها كند و به تحصیل علوم حوزوی بپردازد.
تحصیلات

مراحل تحصیلات حضرت آیة الله ستوده (ره) از زبان خودش چنین آمده:

«من در سنین نوجوانی چند سالی در بازار بودم. در این ایام شب ه

در ارك به خدمت آقای شیخ علی غفاری و آقای شیخ ابوالقاسم موچانی به تحصیل دروس ادبیات عرب مشغول شدم و روزها به بازار می رفتم. سرانجام به سبب علاقه شدیدی كه به تحصیلات علوم دینی و حوزوی داشتم، بازار را رها كرده، و در سال 1320 شمسی (در سن 20 سالگی) به مدرسه علمیه حاج محمد ابراهیم وارد شدم. تا ابتدای سال 1326 در همین مدرسه به تحصیل و مباحثه ادامه دادم. اساتید بنده در این مدرسه عبارت بودند از آقایان: حاج شیخ فضل الله نصیر الاسلامی، حاج سید محمدباقر شهیدی گلپایگانی و حاج شیخ محمد امامی خوانساری؛ در خدمت ایشان مقداری شرح لمعه، قوانین و قسمتی از كفایه را خواندم. و همچنین در حضور آقای حاج علیجان واعظی كرَهْرودی، شرح لمعه را آموختم. در ضمن كتاب مطوّل و قسمتی از شرح لمعه را در نزد حاج آقا علی میریحیایی آموختم.»

صفحه 36
ورود به حوزه علمیه قم

آیة الله ستوده در ادامه سخن می فرماید:

در آغاز سال 1326 ش. به قم مشرف شده و وارد حوزه علمیه قم گشتم. قسمت دیگر از دروس سطح را كه باقی مانده بود، در محضر آقایان: حاج شیخ مرتضی حائری (م 1406 ق)، آمیرزا محمد مجاهدی تبریزی، آقا شیخ محمود علمی اركی، آقا شیخ محمود عرب اركی و حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی اصفهانی به پایان رساندم. پس از آن در دروس خارج فقه و اصول اساتید ذیل شركت نمودم:

1. درس خارج فقه آیة الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی (ره) (م سال 1380 ق). به مدت سیزده سال كه عمدتاً بحث صلوة بود و مدتی هم بحث خمس و قضاء و شهادات و مقداری از اصول فقه را در نزد ایشان آموختم.

2. مدّتی در درس خارج فقه مرحوم آیة الله حاج سید احمد خوانساری (م 1405 ق) در بحث قضاوت و شهادات شركت نمودم. و در ضمن چند سال در ایّام تعطیلی، كتاب شرح تجرید علّامه، و كتاب شوارق را در محضر درس ایشان آموختم.

3. مدت هفت سال در درس خارج فقه حضرت آیة الله آقای حاج سید محمدرضا گلپایگانی (م 1412 ق) كه در محور بحث مكاسب محرّمه، نكاح و حج بود، در منزل ایشان شركت نمودم.

4. به مدت هفت سال، یك دوره درس اصول فقه را در محضر درس آیة الله حاج سید محمد محقّق داماد(م 1388 ق) خواندم.

5. به مدت هفت سال نیز درس خارج اصول فقه آیة الله شیخ محمد علی اركی (م 1413 ق) نمودم.

صفحه 37

با توجه به این كه این سال های درسی غالباً در عرض هم بود؛ مثلاً در یك سال به درس آیات عظام: بروجردی، گلپایگانی و محقق داماد(4) می رفتم.(7)
بر كرسی تدریس

از مهم ترین امتیازات و توفیقات استاد ستوده، كه او را در این جهت نمونه و ممتاز و به تعبیر بعضی بی نظیر كرده، مسئله تدریس و شاگرد پروری او در طول بیش از چهل سال است. و به تعبیر برخی، او نیم قرن بر كرسی تدریس نشست و به تربیت شاگرد پرداخت و با بیانی روان و شیوا و نشاط بخش، توانست شاگردان زبده و برجسته ای پرورش دهد.

او خود در این باره می گوید: در همان سال هایی كه در ارك درس می خواندم، كتاب های سیوطی و مطوّل را تدریس می كردم. و از سال 1326 ش كه وارد قم شدم تا سال 1369 (43 سال) به تدریس و تعلیم كتب زیر اشتغال داشتم:

1. سه دوره معالم الاصول؛

2. پنج دوره شرح لمعه؛

3. بخش عمده ای از قوانین الاصول؛

4. هفت دوره مكاسب مرحوم شیخ انصاری (ره) (از ابتدای بیع تا آخر خیارات) و همچنین رساله تقیّه و عدالت؛

5. سیزده دوره كفایة الاصول مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراسانی؛

6. شب ها و در ایّام تعطیلات، شرح باب حادی عشر علّامه و شرح تجرید - كه در علم عقائد و كلام است - نیز تدریس می نمودم؛

صفحه 38

7. در بعضی از شب ها در مسجدی كه نماز جماعت اقامه می كردم، درس اخلاق و تفسیر قرآن می گفتم.

عجیب این كه ایشان چند سال از بامداد تا ظهر، سه درس، تدریس می كرد و در سال های آخر دو درس می گفت و در درس گفتن هیچ گونه احساس خستگی نمی كرد.
شاگردان

صدها بلكه هزارها شاگرد فرهیخته از محضر درس او كمال استفاده را بردند. و به راستی در شاگرد پروری و تدریس، بلكه در استاد پروری، نمونه و كم نظیر و شاید بی نظیر بود.(8)

محقّق گرامی آقای رضا استادی در این باره می نویسد: «ایشان (آقای ستوده) كتاب های شرح لمعه، رسائل، مكاسب و كفایه را حدود چهل سال در حوزه علمیه قم تدریس نموده و از مدرّسان بنام حوزه بودند؛ كه صدها بلكه هزارها نفر از فضلا و طلاب از درس های ایشان بهره برده اند.»(9)

در میان شاگردان، شخصیت های برجسته ای دیده می شوند كه هر كدام خوشه چین باغستان تدریس او بوده اند و خود به آن افتخار می كنند؛ افرادی مانند آیات عظام و حجج اسلام:

1. شیخ یوسف صانعی؛ 2. سید محمدعلی علوی گرگانی؛ 3. محمد مهدی ربّانی املشی؛ 4. محمد مؤمن؛ 5. علی گرامی؛ 6. هاشمی رفسنجانی؛ 7. سید علی محقّق داماد؛ 8. سید مصطفی محقّق داماد؛ 9. سید جعفر شبیری زنجانی؛ 10. ابوالحسن مصلحی اركی؛ 11. علی مصلحی؛ 12. سید جواد گلپایگانی؛ 13. سید باقر گلپایگانی؛ 14. سید مهدی گلپایگانی؛ 15. شیخ مجتبی تهرانی؛

صفحه 39

16. محمد علی شرعی؛ 17. سید ابراهیم زنجانی؛ 18. سید محسن خرّازی؛ 19. رضا استادی؛ 20. غلامرضا رضوانی خمینی؛ 21. سید حسن طاهری خرّم آبادی؛ 22. علی كبر ناطق نوری؛ 23. سید علی كبر محتشمی؛ 24. حسن صانعی؛ 25. دكتر احمد احمدی؛ 26. علی كبر مسعودی خمینی؛ 27. جلالی خمینی؛ 28. مهدی كرّوبی؛ 29. حسین محمدی گلپایگانی؛ 30. محمد محمدی ری شهری؛ 3.1 حسن معزّی؛ 3.2 هادی معزّی؛ 3.3 عبدالعلی معزّی؛ 34. عبدالحسین معزّی؛ 35. قربان علی درّی نجف آبادی؛ 36. سید عبدالواحد موسوی لاری؛ 37. سید كاظم نورمفیدی؛ 38. عبدالعلی قرهی؛ 39. محسن قرائتی؛ 4.0 حسین ایرانی قمی؛ 4.1 شهید حاج شیخ غلامرضا سلطانی اشتهاردی؛ 4.2 حسین واعظی و... .
استاد و مدرّس نمونه

بر همین اساس وقتی كه شورای مدیریت حوزه علمیه قم در سال 1376 ش (1419 ق)، برای اولین بار خواستند مدرّس نمونه حوزه علمیه قم را معرفی كنند و لوح تقدیر به نام او بنویسند، در میان صدها مدرّس عالی مقام، آیة الله ستوده را برگزیدند. حجة الاسلام و المسلمین آقای حسینی بوشهری، مدیر اجرایی حوزه، می گفت: «در مورد استاد نمونه، از هر كس پرسیدیم، آیة الله ستوده را پیشنهاد نمود.» تا آن جا كه مرجع معروف، حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی در مورد آیة الله ستوده فرمود: «ایشان بر گردن حوزه خیلی حق دارد و كثر آقایانی كه در قم تحصیل كرده اند، از متخرّجین (فارغ التحصیلان) درس ایشان هستند. او انسان نمونه ای بود.»

لوح تقدیری كه از طرف شورای مدیریّت حوزه علمیه قم خطاب به

صفحه 40

ایشان به عنوان «استاد نمونه» صادر شده، چنین است:

محضر مبارك حضرت آیت الله حاج شیخ محمد تقی ستوده(دامت بركاته)!

در آستانه فرخنده سالگشت آغازین تلألؤ شمس مهدویّت در سماء هدایت و به مناسبت برگزاری اولین اجلاسیه بزرگ اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم در ششم شعبان المعظّم 1419 ه. ق، مدیریّت حوزه علمیّه قم به نمایندگی مراجع عظام، مدرّسین، علما، فضلا و طلّاب حوزه، بر خود لازم می بیند كه بدین وسیله از نیم قرن زحمات خالصانه استاد وارسته و فقیه فرزانه، حضرت آیة الله حاج شیخ محمد تقی ستوده(دامت بركاته) كمال امتنان و تقدیر را ابراز نماید. بزرگ استادی كه به حق می توان او را از استاد پروران بنام حوزه و ستودگان علمی و اخلاقی این پایگاه اصلی شیعه و از افتخارات كم نظیر این خیزشگاه علمی و معنوی معاصر دانست؛ مدرّسی كه اول خود را از چشمه زلال تزكیه و تعلیم سیراب نموده و آن گاه زكات این هدیه نوریِ برگرفته از كوثر انوار آل محمّد (ع) را در جام علم و اخلاق به باریافتگان محضرش تقدیم نمود.

امید آن كه نسل نو در جایگاه منیع تدریس با تأسّی به سلف صالح خود، آن چنان كه باید، وارثان امینی برای آن صالحان و بزرگان باشند.

نظره كریمه الهیّه، و عنایت خاصّه مهدویّه را برای آن حضرت تمنّا دارد.

مدیریت حوزه علمیه قم

سیّد هاشم حسینی بوشهری

شایان ذكر است، گر چه استاد بزرگ حضرت آیة الله ستوده (ره) بیش از دو سال است كه از میان رفته و به ملكوت اعلی پیوسته است، اما نوارهای درس های او در

صفحه 41

نوارخانه های سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات اسلامی و... همواره در دسترس صدها و هزارها طلبه و دانش پژوه شهرهای مختلف ایران قرار دارد و دانش دوستان و فرهیختگان علوم حوزوی در خانه ها و حجره ها و مدارس، شب و روز در كنار سفره علم و اخلاق آن بزرگ مرد نشسته اند و عطش علمی خود را از این چشمه های زلال و شیرین سیراب می كنند؛ حتی در خارج كشور نیز، مانند سوریه از نوارهای درسی او استفاده می شود. در پایان، این قسمت را با سخن مرجع عالیقدر آیة الله فاضل لنكرانی(دامت بركاته) بیاراییم كه درباره آقای ستوده فرمود:

«ایشان كسی بود كه خودش را وقف تدریس كرده بود و در این زمینه من از ایشان به عنوان یك مَثَل(نمونه) یاد می كنم. و ایشان كاری می كرد كه شاید ما نمی توانستیم انجام دهیم؛ یعنی از ساعت 8 صبح، كه روی منبر تدریس می رفتند، تا ساعت 11، سه درس پشت سر هم می گفتند كه ما این چنین قدرتی نداشتیم.»(10)
تألیفات و تحقیقات

در مورد آثار قلمی و تحقیقات علمی او می توان به آثار زیر اشاره كرد:

1. تقریرات درس فقه و اصول آیة الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی (ره) كه اخیراً بخشی از این تقریرات، كه پیرامون مسأله قبله است، با تحقیق و تصحیح فرزندش حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای شیخ مهدی ستوده، در مجلّه فقه اهل البیت (سال 6، ش 23) در 73 صفحه چاپ و منتشر شد. آیة الله العظمی بروجردی این تقریرات را در تاریخ 19 ذیعقده سال 1369 ه. ق تا 24 ربیع الاول 1370 ه. ق. تدریس كرده است.

صفحه 42

2. تقریرات درس اصول آیة الله محقق داماد (ره) .

3. شركت در تدوین كتاب مهم «جامع احادیث الشیعه» تحت نظر آیة الله العظمی بروجردی (ره) . او خود پیرامون مباحثات و تحقیقات علمی خویش در مصاحبه ای می گوید: «همراه چند نفر جلسه مباحثه فقه استدلالی داشتیم. افراد آن جلسه عبارت بودند از آقایان: حاج میرزا علی مشكینی، حاج شیخ اسدالله امراللهی، حاج محمد باقر موسوی همدانی، سید محمد رضا سعیدی خراسانی و خودم.» نیز می فرمود:

«از سال 1334 ه. ش. كه حضرت آیة الله العظمی بروجردی (ره) مجلس خصوصی، جهت تنظیم و اصلاح كتاب وسائل الشّیعه تشكیل دادند، چندین سال به این كار اشتغال داشتم، این كتاب كنون به نام «جامع احادیث الشّیعه» چاپ شده است. مدت دو یا سه سال در ضمن كار تدریس، به كار مقابله و تصحیح چند كتاب، كه مربوط به یكی از اساتیدم، مرحوم آقای امامی اركی بود، اشتغال داشتم. دو جلد از كتب فوق مربوط به حاشیه های ایشان بر مكاسب بود و كتاب دیگری از ایشان به نام «منهاج الاحرام» كه درباره مسائل و احكام حج می باشد.»

استاد ستوده تقریرات درس آیة الله العظمی بروجردی (ره) را به قدری دقیق و جامع نوشته بود كه خود در مصاحبه ای می فرمود: «آقای سید جواد مدرّسی جزوه ای از این تقریرات را از من گرفت و برد تا مطالعه و استفاده كند. پس از مدتی آورد و گفت: «این جزوه به قدری جامع است كه حتی شما یك واو درس آقای بروجردی را نینداخته اید!»

نیز می فرمود: «هم مباحثه های من عبارت بودند از آقایان: شیخ محمد حسین مسجد جامعی، سید مهدی یثربی(امام جمعه فعلی كاشان)، حاج آقا

صفحه 43

مهدی حائری و حاج شیخ غلامرضا صلواتی، و بیشتر با آقای صلواتی مباحثه می كردیم.»(11)
فضایل و ملكات اخلاقی

شخصیّت انسان بستگی به درجات معنوی و ملكات اخلاقی او دارد. علم و دانش هنگامی ثمربخش و موجب نورانیّت است كه همراه فضایل و ارزش ها و آمیخته با تهذیب و رشد معنوی و اخلاقی باشد و گرنه حجاب خواهد شد. حضرت آیة الله ستوده از نظر تقوا و عمل، از انسان های ممتاز به شمار می آمد. پارسایی و وارستگی و مقیّد بودن به آداب اسلامی و انجام وظیفه، اصول نخستین و همیشگی زندگی او را تشكیل می داد؛ به طوری كه شخصیّت های بزرگ، او را به این عنوان می شناختند؛ آن گونه كه این جمله به زبان ها افتاد و معروف شد: «ستوده به راستی ستوده است.»

آقای ستوده حدود بیست سال قبل فرمود: «جسمم در این دنیا است؛ ولی روحم در جای دیگر است.» و یك بار در درس فرمود: «در همه عمرم دروغ نگفته ام.»

در این جا چند نمونه از فضایل و ملكات این فقیه وارسته را می آوریم:
وظیفه شناسی

آیة الله ستوده به دور از هیاهوی روزگار، تنها به انجام وظیفه می اندیشید. تحت تأثیر عوام زدگی و جو سازی قرار نمی گرفت. او با توجه به توانایی هایش، مهم ترین وظیفه و تكلیف خود را در تدریس و درس و بحث فقه و اصول آل محمد (ص) می دانست و در انجام آن دریغ و كوتاهی نمی كرد. با توجه به این كه تدریس علمی او آمیخته با تدریس اخلاق و تقوا

صفحه 44

بود، كردار و گفتارش، درس عملی خودسازی برای تربیت شاگردان محسوب می شد. همیشه رضای خداوند را در نظر می گرفت. اخلاص ممتازی داشت و تقوا و اخلاص را با تعهد و قداست آمیخته بود.

مرحوم عالم ربّانی آیة الله حاج شیخ مرتضی حائری(م 1406 ق) به ایشان اصرار داشت كه درس خارج شروع كند؛ اما ایشان قبول نمی كرد؛ می گفت: «وظیفه ام همین درس و بحث سطوح است كه انجام می دهم.» و می فرمود: «آنچه رابه حسب ظاهر، وظیفه و تكلیف تشخیص داده ام، عمل كرده ام و اگر این درس ها به طور عمیق خوانده شود، پایه های درس خارج استوار خواهد شد.» علّت این كه ایشان درس خارج نگفت، ممكن است به علل زیر باشد:

1. تدریس سطوح عالی را لازم تر می دانست.

2. با وجود تدریس اساتیدشان، به عنوان احترام به آن ها، نمی خواست به درس خارج بپردازد.

3. نظر به این كه تدریس درس خارج، مقدمه مرجعیت بود، او نمی خواست وارد این مرحله شود، با این كه شایستگی آن را داشت.
توحید و اخلاص

بسیاری از شاگردانش معتقدند: «آنچه استاد ستوده را با همه مقامات علمی، از نظر ما بزرگ جلوه می داد، اخلاص و بندگی او در درگاه پروردگار و ارادات او به اهل بیت پیامبر (ص) بود.» ایشان همیشه می فرمود: «توكل به خدا و ذكر را فراموش نكنید.» ایشان تمام اعضا و جوارحش، خوابش، بیداری اش، نگاهش و همه اعمالش برای خدا بود.

به طلبه ها نصیحت می فرمود: «به دنبال دنیا راه نیفتید. با توكل به خدا و

صفحه 45

رعایت اخلاص، انجام وظیفه كنید تا دنیا به دنبال شما بیاید. بدانید كه هرگاه وقتش فرا رسید، مواهب دنیا به شما می رسد. این جانب در خانه ای مستأجر بودم، صاحب خانه روزی آمد و گفت: مدت اجاره به سر آمده، خانه را خالی كنید. من به سراغ خانه دیگر رفتم و اجاره كردم و به آن جا منتقل شدم. بعد از یك ماه همان صاحب خانه اول به منزل ما آمد و در را زد، رفتم در را باز كردم. او گفت: حاج آقا! من می خواستم خانه را تعمیر كنم، تعمیر كردم. بیا این كلید آن خانه است، این خانه را به شما واگذار كردم مال خودتان باشد.»

مورد دیگر این كه: «یكی از تجّار متدیّن (مرحوم آقای حاج یدالله رجبیان) مسجدی عظیم در كنار مدینة العلم قم به نام مسجد امام حسن (ع) ساخت و برای آن خیلی خرج كرد. روزی نزد من آمد و گفت: حاج آقا! این مسجد را می بینی، من ساخته ام. گفته ام نصف ثواب آن مال شما باشد. در حالی كه من هیچ كاری در مورد این مسجد انجام نداده ام.»

بنابراین اگر كارها از روی اخلاص باشد و ما به سوی معنویات برویم، دنیایمان نیز خوب خواهد شد.
همّت، نظم و وقت شناسی

خصوصیت آشكاری كه در استاد ستوده وجود داشت، همّت بلند و پی گیر، نظم و برنامه ریزی و احترام به وقت خود و دیگران بود. او همه اوقات شبانه روزی خود را به طور منظم و خداپسندانه و سازنده، با برنامه ریزی دقیق، تنظیم كرده بود و با استقامت و مجاهدت و ریاضت، اجرا می كرد. نماز شب و تهجّد، نماز جماعت، اقامه جماعت در مساجد متعدد، درس های پی در پی برای طلاب، رسیدگی به امور خانه و بیرون خانه و... همه را مو به مو بر

صفحه 46

اساس برنامه ریزی و نظم صحیح، انجام می داد؛ كاهلی و سستی در قاموس وجود او نبود. تا سر حدّ توان مرد كار و تلاش بود.

یكی از شاگردان او می نویسد: استاد ستوده، در مَدرس زیر كتابخانه مدرسه فیضیه، تدریس می فرمود. یك روز اندكی دیرتر به مجلس درس آمد. معلوم شد در آن روز دختر كوچكش از دنیا رفته است. از شاگردان در مورد دیر آمدنش معذرت خواست و فرمود:

«فرزندم از دنیا رفته است و در حالی كه جنازه اش در وسط اطاق خانه قرار دارد، خودم را برای درس و بحث رساندم...».

او برای اوقات طلاب ارزش فراوان قائل بود و از تعطیلی درس پرهیز می كرد. یكی از شاگردانش می گوید: روزی برف سنگینی باریده بود و هوا بسیار سرد بود. به یكی از دوستان گفتم: «شاید امروز درس استاد ستوده تعطیل باشد.» دوستم گفت: «خیر، اگر سنگ هم ببارد، استاد ستوده درس را تعطیل نمی كند.» با هم به درس رفتیم، دیدیم استاد برای تدریس آمده است. و حتّی ایشان در روز درگذشت همسرش نیز درس را تعطیل نكرد.

تدریس او با مطالعه درس ها، روزی هشت ساعت كار می بُرد. او تدریس را به همین منوال ادامه داد تا چند سال قبل از فوتش، كه بر اثر عارضه شدید چشم و كهولت سن دیگر نتوانست تدریس كند.

استاد ستوده این پشتكار در تدریس را از استاد بزرگش آیة الله العظمی بروجردی (ره) آموخته بود. وقتی كه در مصاحبه ای از او خواستند تا خاطره ای از آقای بروجردی بیان كند، فرمود: «در یك هوای سرد زمستانی شخصی به محضر آیة الله بروجردی رفت و عرض كرد: چون هوا سرد است به درس نروید و اگر هم می روید، پوستین بپوشید. آقا فرمودند: «می روم و عبای

صفحه 47

تابستانی هم می پوشم.» ایشان آن روز به درس آمدند، در حالی كه عبای تابستانی پوشیده بودند.(12)
شیدای ولایت

استاد ستوده ارادت خاصّ و رابطه تنگاتنگ با خاندان رسالت داشت. گاهی قبل از اذان صبح در كنار مرقد منوّر حضرت معصومه (س) دیده می شد كه با عشق و علاقه خاصی زیارتنامه می خواند. او توسّل مخصوص به آن بی بی دو عالم داشت. برای ترسیم این معنی، نظر شما را به خاطرات زیر جلب می كنیم:

او گاهی كه از پدرش یاد می كرد، می فرمود: «خیلی به اهل بیت پیامبر علاقه داشت و شیفته آنان بود.» (چنان كه قبلاً ذكر شد) و با اظهار این مطلب، شیفتگی خود به اهل بیت (ع) را نیز ابراز می نمود.

ایشان حافظه بسیار قوی داشت. در تدریس خود حتّی مسائل جزیی را، كه معمولاً اساتید از آن غافل هستند، از حفظ مطرح می كرد. یكی از شاگردانش می گوید: پس از پایان درس در مسجد امام قم، ایشان به سوی مسجد رضائیه برای اقامه نماز جماعت حركت كرد. در طول مسیر همراه او بودم. تا به سر پل رسیدیم كه از آن جا گنبد و بارگاه ملكوتی حضرت معصومه (س) پیدا است. به ایشان عرض كردم: «حاج آقا! شما این ذهن و حافظه را از كجا كسب كرده اید؟» ایشان در پاسخ فرمود: «نصف آن را از مادرم، و نصف دیگر را(در حالی كه رو به سوی حرم حضرت معصومه (س) نمود و اشاره می كرد) از ایشان؛ یعنی از حضرت معصومه (س).»

استاد ستوده وقتی كه حدیث پیامبر و امامان (ع) را می خواند، با تواضع

صفحه 48

و ادب خاص می خواند و معنی می كرد و اشك در چشمانش حلقه می زد. گاه دیده می شد كه آن چنان منقلب شده كه قطرات اشك از دیدگانش سرازیر است.

شاگرد دیگری می گفت: «روزی به حرم حضرت معصومه (س) رفتم؛ ولی آن روز مانند همیشه نبود كه فقط به قصد زیارت باشد، بلكه علاوه بر زیارت، نیاز مبرمی به پول داشتم و از آن بی بی دو عالم، پناه بی پناهان، می خواستم كه نیازم را برطرف سازد. عرض كردم: «من پناهی جز شما ندارم، شما كریمه اهل بیت هستید؛ به بنده لطفی فرما.» وقتی كه از حرم خارج شدم، دیدم استاد بزرگوار، آقای ستوده در بیرون حرم قدم می زند، گویی منتظر كسی است. همین كه مرا دید، به سرعت به طرف من آمد و مبلغی پول به من داد و بی درنگ با من خداحافظی كرد و به سرعت رفت. من آن پول را شمردم به همان اندازه نیاز من یا بیشتر بود.»(13)

این ارتباط قوی و مخلصانه با خاندان عصمت (ع) شاید با روز رحلت استاد ستوده تناسب و رابطه داشت؛ چرا كه ایشان - چنان كه ذكر خواهد شد - روز 28 صفر سال 1420 روز رحلت پیامبر كرم (ص) و شهادت امام مجتبی (ع) از دنیا رفت و روز 29 صفر، یعنی روز شهادت حضرت رضا (ع) ، تشییع و به خك سپرده شد؛ آن هم در كنار حرم حضرت معصومه (س) ، در نمازخانه معروف به مسجد طباطبائی. زهی سعادت! به این ترتیب پاداش شیفتگی خود به خاندان رسالت را گرفت.
شوخ طبعی و اخلاق نیك

استاد ستوده بسیار خوش اخلاق بود. همواره خندان و خوش رو به نظر

صفحه 49

می رسید. همیشه در درس خود لطائفی خنده آور به عنوان شوخی با بیان شیوا می فرمود و می گفت: «می خواهم ادخال السّرور و رفع خستگی شود و طلبه ها با نشاط و خوشحالی درس را بخوانند.» نوارهای درس ایشان پر از این گونه لطیفه ها است. می فرمود: «این لطیفه ها را حذف نكنید، بگذارید همان گونه برای آیندگان بماند.» معمولاً ضمن بیان آن لطیفه ها، موعظه ای نیز می فرمود كه بسیار مناسب و اثربخش بود. چنان كه گفتیم، پدرش نیز خوش مشرب و اهل مزاح بود، گویی او این شیوه را از پدر به ارث برده بود. برای اطلاع از چگونگی شوخی های او، نظر شما را به چند نمونه جلب می كنیم. می فرمود:

سابقاً در حرم حضرت معصومه (س) زیارتنامه های متعددی را با خط زیبا نوشته و در قاب كرده و بر دیوار نصب نموده بودند و زائران از روی آن ها متن زیارت را می خواندند. یكی از این زیارتنامه ها به خطّ شخصی به نام محمدتقی خوانساری بود و در آخر آن نوشته بود: «كتَبَهُ محمد تقی الخوانساری.» بعضی از زائران كه بی توجه بودند و خیال می كردند همین جمله جزء زیارت است، با صدای حزین و گریه و اندوه، هماهنگ با متن زیارت همین جمله (كتَبَهُ...) را می خواندند و گریه می كردند!!

روزی برای تنظیم كتاب «جامع احادیث الشّیعه» به خانه آیة الله العظمی بروجردی رفته بودم. آن روز، یك روز قبل از یكی از اعیاد بود؛ به خیال این كه روز عید است، به آقا تبریك گفتم و دستش را بوسیدم. بی درنگ متوجه شدم كه روز عید نیست، به آقا عرض كردم: «این سخن امروز، عوض فردا!» آقا خوشش آمد و لبخند زد و پولی به من (به عنوان عیدی) داد.

آقای محسن قرائتی(دانشمند و محقّق معروف) دوست و هم مباحثه ای

صفحه 50

به نام آقای مشرقی (ره) داشت كه با هم به درس استاد ستوده می رفتند. آقای ستوده گاهی كه آقای قرائتی را می دید، به شوخی به او می فرمود: «آقای مغربی، آقای مشرقی كجاست؟!»

روزی چند نفر از شمال به محضر [حضرت امام آیة الله العظمی ] آقای خمینی (ره) آمده بودند تا یك نفر روحانی را به روستای خود برای تبلیغ ببرند. به آقا عرض كردند: «سیّد نباشد.» آقا فرمود: «چرا؟» گفتند: «اگر خُلقمان تنگ شد و خواستیم به او فحش بدهیم، سیّد نباشدكه بی احترامی شود!!»

یكی از علما به نام شیخ ابوالحسن سره بندی در مسجد خود، سیزده سال مسائل مربوط به شكیات نماز را برای اهل آن مسجد می گفت. یكی به او گفت: «دیگر مسئله ای وجود ندارد، همه اش همین مسأله شكیات است؟» آقای سره بندی در پاسخ فرمود: «هنوز شك دارم كه همین شكیات را كه آن همه گفته ایم، فهمیده اید یا نه؟!»

كوتاه سخن آن كه درس های استاد ستوده، برای رفع خستگی و ادخال السّرور، مشحون از لطیفه های ظریف و سرورانگیز بود تا شاگردان بانشاط بیشتر درس ها را فرا گیرند، به گفته یكی از شاگردانش:

«ایشان مطالب پیچیده درس را با بیان شیوا و روان بیان می كرد. درس او خشك نبود كه خسته كننده شود، بلكه با مطایبات و شوخی های نشاط بخش آمیخته بود. سه درس پشت سر هم در محضر او می خواندیم و خسته نمی شدیم؛ بلكه مثل خوردن غذای لذیذ برای ما لذّت بخش و نشاط آور بود. هنوز آهنگ دلنشین او و چهره خندانش از درون شبستان های مسجد امام حسن عسكری (ع) قم به گوش می رسد و دیده می شود. روحش شاد!

صفحه 51

خداوند او را با پیامبر كرم (ص) محشور گرداند!، خوش آن زمانی كه از درس و بحث او بهره مند می شدم و از شیرین كلامی های او لذّت می بردم.»(14)
عبرت پذیری

از ویژگی های استاد ستوده این كه از پدیده هایی كه در اطرافش رخ می داد، عبرت می گرفت، و سریع متوجه اموری می شد كه مایه پند و عبرت است. او این روش را از سیره امام معصوم (ع) آموخته بود؛ آن جا كه امیر مؤمنان علی (ع) فرمود:

«ما كثَرَ الْعِبَرَ وَ اَقَلّ الْاِعْتبارَ؛

درس های عبرت انگیز بسیارند؛ ولی عبرت گیرنده اندك است.»(15)

یا روایت شده: هنگامی كه امام صادق (ع) كنار سفره برای خوردن غذا نشست، آب گوشت آوردند و دست مباركشان را به سوی آن دراز كردند، اما چون داغ بود، دستشان را پس كشیدند. در این هنگام امام به یاد آتش دوزخ افتادند و چند بار فرمودند: «از آتش دوزخ به خدا پناه می بریم.» سپس فرمود: «ما كه تاب تحمل داغی این غذا را نداریم، چگونه طاقت تحمل آتش دوزخ را خواهیم داشت؟!»(16)

استاد ستوده به پیروی از خاندان عصمت (ع) چنین حالتی داشت. یكی از شاگردانش می گوید: با جمعی از شاگردان پای درس مكاسب استاد ستوده نشسته بودیم. ناگهان عده ای جنازه ای را از رو به روی جلسه درس حركت دادند. وی درس را رها كرد و با سخنان بسیار اثربخش فرمود: «هَیْ نگویید

صفحه 52

درس اخلاق بگویم؛ این (اشاره به جنازه) درس اخلاق است؛ به فكر مرگ و معاد باشیم و گناه نكنیم.»

شاگرد دیگری می گوید: روزی هنگام تدریس استاد ستوده، كبوتری داخل مسجد(محل درس) شد و بر روی دیوار، سر و صدا می كرد. استاد درس را قطع كرد تا صدای كبوتر قطع شود. آن كبوتر با حركت یكی از طلاب، پرید و رفت. استاد به درس خود ادامه داد. ناگهان سینه اش گرفت، فرمود: «خداوند به ما فهماند كه می توانم مانع را در وجود خودت پدید آورم.»(یعنی همه چیز در دست خدا است؛ اگر او نخواهد، ما نمی توانیم به درس خود ادامه دهیم.)

شاگرد سومی می گفت: روزی استاد ستوده در وسط درس خود فرمود: آقاضیاء(مرجع بزرگ، آیة الله العظمی آقاضیاءالدین عراقی، م 1361 ق) فرزند یكی از علمای ارك بود. هنگامی كه پدرش از دنیا رفت، آقاضیاء نوجوان بود و هنوز طلبه نشده بود. پیرمردی به آقاضیاء رو كرد و گفت: ای وای! چراغ خانه پدر شما، كه عالم بزرگی بود، خاموش شد. آقاضیاء پرسید: منظور شما چیست؟ پیرمرد گفت: چراغ خانه پدر شما به علم روشن بود. او از دنیا رفت و تو هم كه راه او را ادامه ندادی؛ یعنی طلبه نشدی. لذا از این پس چنین چراغی در خانه او و نسل او روشن نیست.

همین سخن مایه عبرت آقاضیاء شد. رگ غیرتش به جوش آمد و از همان وقت تصمیم گرفت طلبه شود. وارد حوزه شد و به تحصیل پرداخت و از نظر علمی به مقامی رسید كه جهان اسلام از فروغ علمش روشن شد.(17) استاد با نقل این ماجرا می خواست درس عبرت پذیری به شاگردان بیاموزد.

صفحه 53
زهد و پارسایی

از ویژگی های استاد ستوده این كه بسیار ساده می زیست و از زرق و برق دنیا دوری می كرد. سال ها در خانه های استیجاری زندگی كرد تا این كه به طور غیر مترقّبه خانه ساده ای در اختیارش قرار گرفت. انتقال او از خانه های استیجاری متعدد به خانه دیگر، تداعی آن می كرد كه انسان در این دنیا مسافر است و انسانی كه خود را مسافر می داند، به مسكن اصلی و همیشگی آخرت دل می بندد و به سایبان های سست و فانی، دل نخواهد سپرد. او به راحتی می توانست برای خود زندگی مرفّه و خانه با شكوهی فراهم كند ولی نمی خواست، تا مبادا دلبستگی پیدا نماید. برای خود امتیازی قائل نبود به شاگردان به طور مكرر می گفت: «مرا هم مثل یكی از خودتان بدانید.» و به حقیقت از مصادیق روشن این شعر حافظ بود كه:

غلام همّت آنم كه زیر چرخ كبود

به هر چه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است

به گفته یكی از اساتید:

«ایشان ستوده زیست و ستوده درگذشت و از مصادیق این فرموده حضرت امیر (ع) بود كه: كمكشان به دین بسیار، اما هزینه شان اندك است.»(18)

به گفته استادی دیگر:

«ایشان شخصیتی گمنام و زاهدی واقعی بود؛ در عین این كه منشأ خدمات بسیاری برای حوزه بود، اما خرجی بر بیت المال نداشت.»

و به فرموده مقام معظم رهبری، حضرت آیة الله خامنه ای (مدّظلّه العالی):

صفحه 54

«ایشان (آیة الله ستوده) به زهد و پكدامنی و طهارت معروف بودند.»

استاد ستوده، نه تنها به مظاهر دنیوی و زخارف مادی دلبستگی نداشتند، كه بی اعتنا و روی گردان بودند. زندگی را با كمال سادگی و كتفا به ضروریات آن می گذراندند و می گفتند: «نه این كه خدای نخواسته بخواهم ادّعایی داشته باشم؛ من به جهت شأنم كم خرج ترین عائله بر حضرت ولیّ عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) هستم.»

از دعاهای همیشگی او كه بیانگر ساده زیستی و مقام شكر او است، این بود: «خیلی از خدا ممنونیم، همین كه می خواهیم داریم. خدایا! به باطن امیرمؤمنان علی (ع) مرا با همین ممنونی از دنیا ببر.»

از او سؤال شد: طلبه از نظر زندگی باید چگونه باشد؟ در پاسخ فرمود: «لازم است وضع اقتصادی طلبه ساده باشد، بنده خودم با این كه 38 سال است در حوزه علمیه قم هستم، حدود سیزده سال است كه منزل شخصی دارم.» نیز می فرمود: «كم پول بودیم؛ ولی سخت گیری و تحمیل به اهل خانه نكردم. عیال ما هم از ما گله نكرد.»

یكی از شاگردانش می گوید: بعد از درس همراه استاد ستوده حركت می كردیم، تا به پل آهنچی رسیدیم. در آن جا نگاه استاد به یك نفر جاروفروش افتاد كه جاروهای دستی هر عدد به مبلغ پانزده تومان می فروخت، دست در جیب كردند، ده تومان بیشتر نداشت. فرمودند: پنج تومان كم دارم، نمی خرم. بنده به ایشان گفتم: اگر اجازه بدهید، پنج تومانش را(به عنوان قرض) من می دهم؛ قبول فرمود و جارو را خرید و با خود برد.

در سال 1352 شمسی با پنج هزار تومان یا قدری كمتر به مكه مشرّف

صفحه 55

شدند. هنگام مراجعت، چون خانه محقّر اجاره ای داشت، در مسجد رضائیه - محل اقامه نماز جماعتش - جلوس می كرد و اجازه نمی داد كه پذیرایی مفصّلی بشود. دوست داشت كه مجلس ساده و بی آلایش برگزار گردد. مراجع عظام و علما و طلاب و سایر مردم در همان جا با او دیدار كردند. هیئت امنای مسجد با چای و مقداری گز و سوهان از واردین پذیرایی نمودند.(19)
اقامه نماز جماعت و آثار اجتماعی

استاد ستوده علاوه بر تدریس، در چند مسجد به اقامه نماز جماعت می پرداخت و با مردم حشر و نشر داشت و مردم در فرصت های مختلف از بیانات و نصایح او استفاده می كردند. استمرار حضور ایشان در میان مردم، موجب شد كه ایشان منشأ آثار مفید اجتماعی و فرهنگی شود. در این زمینه، به موارد ذیل می توان اشاره داشت:

1. «قریب چهل سال در مسجد رضائیه، واقع در میدان سعیدی قم، ظهرها اقامه جماعت می كردم. چندین سال در ایّام ماه رمضان، جلسات تفسیر قرآن را در این مسجد برگزار می نمودم.» استاد در این مدت طولانی، پس از تدریس در مسجد امام حسن قم، پیاده به مسجد رضائیه می رفتند و نیم ساعت و گاهی بیشتر از آن، قبل از ظهر در محراب می نشستند و مردم به راحتی به محضر ایشان رسیده، مسایل خود را می پرسیدند و یا مشكلات خود را مطرح می كردند و با راهنمایی های مستقیم و غیرمستقیم ایشان، مشكلات خود را سامان می دادند.

2. اقامه نماز جماعت شب ها به مدت چند سال - از سال های 1340 شمسی به بعد - در مدرسه علوی (تأسیس آیة الله العظمی گلپایگانی (ره) واقع

صفحه 56

در خیابان امام، كوچه منوچهری) برای طلاب؛ و هفته ای یك شب، درس اخلاق بر اساس كتاب «المحجّة البیضاء» فیض كاشانی برگزار می شد.

یكی از شركت كنندگان ابراز می كرد: «از آن زمان كه حوزه مورد هجوم و یورش رژیم طاغوت قرار گرفته بود، این جلسه درس اخلاق، برای ما بسیار مفید و باعث دلگرمی بود؛ چه بسا اگر موعظه و نصایح آیة الله ستوده نبود، بر اثر فشار موجود، ما حوزه را ترك می كردیم.»

3. «از سال 1361 ش. در مسجد امام حسن مجتبی (ع) كه در جنب مدینةالعلم حضرت آیة الله العظمی خوئی (ره) است، شب ها اقامه نماز جماعت می كردم. این مسجد به وسیله یكی از تجّار محترم به نام حاج یدالله رجبیان(م: 1364 ش) زیر نظر این جانب تأسیس گشت و تولیت آن هم طبق وصیّت بانی محترم، پس از فوت ایشان با من بوده است.»(نگارنده گوید: این مسجد طبق نقل موثّق، به دستور امام عصر (ع) ساخته شده است و می توان گفت جمكران دوم قم است.(20) استاد ستوده ده سال در این مسجد اقامه نماز جماعت نمود.)

4. تشكیل جلسه هفتگی قرائت قرآن. استاد ستوده چند سال در این جلسه احكام و تفسیر می گفت. این جلسه در ماه مبارك رمضان، هر شب برگزار می شد.(21)
ارتباط با امام خمینی و انقلاب اسلامی

استاد ستوده به طور مستقیم در انقلاب و مبارزات چندان دخالت نداشت؛ چنان كه خود در مصاحبه ای فرمود: «من دخالت در مبارزات نداشتم؛ وظیفه ام را درس و بحث و تدریس می دانستم و انجام وظیفه

صفحه 57

می كردم؛ ولی به مبارزات ضربه نمی زدم. به قول یكی از آشنایان كه در این مورد به من گفته بود: «فلان كس مبارز نیست؛ ولی دین دارد.»(حضرت آیة الله العظمی امام) آقای خمینی (ره) در یكی از بیاناتش فرمودند: «هر كس كه هر آنچه در دستش هست، اگر آن را صحیح انجام دهد، همه كارها درست می شود.» من تابع هستم؛ تابع جمهوری اسلامی می باشم، وظیفه ام را در درس و بحث می دانم.»

حضرت آیة الله محمد مؤمن قمی درباره استاد ستوده فرمود: «ما نه تنها از ایشان بدی ندیدیم كه حتی نشنیدیم.»

ولی دخالت غیرمستقیم استاد ستوده برای تقویت انقلاب اسلامی بسیار بود؛ چرا كه تقویت بنیه های علمی حوزه علمیه قم و تربیت شاگردان برجسته - كه بعضی از آن ها امروز از سران نظام هستند - و نقش مؤثر ایشان در تهذیب نفس و پك سازی و بهسازی روحیه طلاب و... هر كدام موجب یاری رسانی به انقلاب اسلامی، و پیشرفت آن بود. حضرت امام خمینی (ره) او را بر همین اساس به خوبی می شناخت و تأیید می كرد؛ چنان كه بعداً خاطر نشان خواهد شد، امام خمینی مسجد رضائیه را به سبب امام جماعتش(آیة الله ستوده)، بسیار خوش شانس خواند.

در مصاحبه ای از استاد ستوده می پرسند: در رابطه با حضرت امام خمینی (ره) اگر خاطره ای دارید، بیان فرمایید. در پاسخ فرمود: «با آقا رابطه چندان نداشتم، جز این كه در روزهای اعیاد برای عرض تبریك به خدمتشان می رفتم... در سال های قبل(از انقلاب) در تهران مهمان حاج آقا مرتضی تهرانی بودم. ایشان گفت: آقای خمینی (حضرت امام (ره) ) كسالت دارد و در كرج تشریف دارند، برای عیادتش برویم. پذیرفتم و با هم به كرج رفته، به

صفحه 58

محضرش رسیدیم. فرمود: «به اثر اشتباه تشخیص، هفتاد روز بستری بودم؛ به من گفته بودند مبتلا به تب حصبه شده ای؛ كنون می گویند تب مالت است.»

چنان كه اسناد انقلاب نشان می دهد، امضای استاد ستوده در بعضی از اعلامیه های مبارزاتی وجود دارد؛ از جمله در تلگرافی كه جمعی از علمای حوزه علمیه قم در اعتراض به ادامه زندانی شدن حضرت امام خمینی (ره) ، خطاب به منصور - نخست وزیر وقت - در اسفند 1342 ش نموده اند. و همچنین در تلگراف تسلیت علما و مدرسین حوزه علمیه قم در تاریخ آبان 1356 ش. به امام خمینی (ره) ، در پی شهادت آیة الله حاج آقا مصطفی خمینی (ره) . و نیز در اعلامیه اساتید و فضلای حوزه علمیه قم كه به منظور محكوم كردن رژیم طاغوتی در مورد فاجعه 19 دی، كه در تاریخ 1356 / 10 / 22 ش. صادر شده است.(22)

روزنامه جمهوری اسلامی در مورد ارادت استاد به امام خمینی نوشت: «تكریم آیة الله ستوده (ره) نسبت به علمای مذهب و بزرگان حوزه، به ویژه ارادت به مقام والای حضرت امام خمینی (ره) ، نشان از صفای باطن و خودساختگی وی داشت. وقتی با تعبیر «آقا» از حضرت امام یاد می كرد و نظرات آن بزرگوار را در شرح و تكمیل برخی مباحث درس، هر چند به ندرت بازگو می نمود، در واقع مراتب ارادت و علاقه خود را به ساحت قدسی آن استاد اساتید و فقیه یگانه و دُرّ زمانه، می نمایاند، و شاگردان را به این عشق و ارادت فرا می خواند.»(23)
سایر ویژگی ها و ارزش های اخلاقی

علاوه بر آنچه گذشت، آیة الله حاج شیخ محمد تقی ستوده (طاب ثراه)

صفحه 59

خصوصیات دیگری نیز داشت كه شرح همه آن ها در این مقاله نمی گنجد؛ ویژگی هایی مانند تواضع، بی توقّعی، دوری از بسیاری مجالس جهت حفظ تقوا و به ویژه برای دوری از شنیدن غیبت یا تهمت یا دروغ و...، احترام جدّی او به اوقات طلّاب، نظم و انضباط در همه امور، غیرت دینی، مراقبت و احتیاط، رفاقت و صمیمیت با شاگردان و كمك مالی در حدّ توان به آن ها و تعبّد و تقدّس راستین، از ویژگی هایی است كه وی را به عنوان استادی ممتاز، عالمی ربّانی و فرزانه و مورد علاقه طلاب و سایر مردم قرار داده بود. او در عین حال، فكری باز و روشن داشت و از حوادث زمان آگاه بود و هرگز در محاصره تحجّر و افكار بسته نبود. در مصاحبه ای، از ایشان چنین سؤال شد: «طلبه ها برای تبلیغ لازم است زبان های متداول خارجی و علوم جدید را یاد بگیرند؛ گویا عده ای استفاده از سهم امام (ع) برای آموزش آن ها را صحیح نمی دانند، نظر شما چیست؟» استاد در پاسخ فرمودند: «این چه حرفی است، باید(این درس ها را) خواند. گاهی تبلیغ اسلام از راه دانستن این ها می شود، قهراً لازم است؛ منافاتی با مصرف سهم امام ندارد، مگر این كه این ها را یاد بگیرند و علیه امام زمان (ع) به كار گیرند. هر آنچه را علیه امام زمان(عج) یاد بگیرند، حرام خواهد بود. بعضی ها می گفتند: می خواهیم با سهم امام (ع) به مكه برویم، آیا امام زمان (ع) راضی است؟ در جواب می گفتم: مگر امام زمان (ع) با حج نَعُوذُ بِالله مخالف است؟ اشكالی ندارد.»(24)

سخن پیرامون فضایل و ویژگی های اخلاقی آیة الله ستوده (ره) را با سخن روشنگری از آیة الله سید محمد علی ابطحی اصفهانی (از اصحاب تدوین جامع احادیث الشیعه) خطاب به آقای ستوده پایان می بریم: «ما هر چه به شما نزدیك تر شدیم، علاقه مان به شما بیشتر شد.»(25)

صفحه 60
از نگاه بزرگان

پك زیستی و مقامات و موقعیت عالی استاد ستوده (ره) موجب شده كه شخصیت های بزرگی، هر كدام با تعبیری او را بستایند؛ از جمله:

آیة الله حاج میرزا علی مشكینی خطاب به او می فرمود: «شما یك درس اخلاق شروع كنید، همه ما شركت می كنیم.»

آیة الله حرم پناهی می فرمود: «ایشان (آیة الله ستوده) در زندگیشان نقطه ضعف، نداشتند.»

روزی اُمنای مسجد رضائیه (كه آیة الله ستوده در آن اقامه جماعت می نمود) به محضر مبارك حضرت امام خمینی (ره) رسیدند، امام از آن ها پرسید: پیش نماز مسجد رضائیه كیست؟ آن ها پاسخ دادند: آقای حاج شیخ محمد تقی ستوده است. امام فرمود: «به به از این شانس مسجد!»

مرحوم آیة الله العظمی نجفی مرعشی در شأن ایشان فرمود: «آقای ستوده انسان عادّی نیست؛ ایشان كسی است كه در این زمان، احدی از دست و زبانش آزار و اذیّت ندیده است.»

آیة الله سید محمد باقر ابطحی اصفهانی فرمود: «آقای ستوده اهل اخلاص و عمل بود و از نظر باور نسبت به مبدأ و معاد و اعتقادات دیگر، راسخ بود. او می گفت: من یقین دارم كه به بهشت می روم؛ چرا كه آنچه را به حساب ظاهر، وظیفه و تكلیف تشخیص داده ام عمل كرده ام. در مسئله ولایت هم هیچ شكی ندارم، پس اگر ما به بهشت نرویم كی برود؟!»

حضرت آیة الله العظمی سید احمد خوانساری (ره) فرمودند: «آقای ستوده، واقعاً ستوده است.»

مرحوم حاج احمد - خادمِ خانه آیة الله العظمی بروجردی - به آقای

صفحه 61

ستوده گفته بود: «آقا(آیة الله العظمی بروجردی) كمال وثاقت را نسبت به شما دارند.»

حضرت امام خمینی (ره) در اوائل مبارزات، در مورد كار مهمی، به آیة الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی (ره) پیام می دهند كه: «شخصی باتقوا و زرنگ برای این كار می خواهم.» آیة الله العظمی گلپایگانی (ره) ، آیة الله ستوده را خدمت امام معرفی می كنند. حضرت آیة الله گلپایگانی آقای ستوده را به عنوان یكی از افراد صالح برای مرجعیّت، در نسل مراجع پس از خودشان، شایسته می دانستند و به ایشان نظر داشتند.

حضرت آیة الله صافی گلپایگانی پس از رحلت آقای ستوده، فرمودند: «ایشان(آیة الله ستوده) پك از دنیا رفت، خدا كند ما هم مثل ایشان برویم.»(26)

سخن در این باره بسیار است. پایان این گفتار را با یك سؤال و جواب جالب زینت می بخشیم كه همه حرفهای ناگفته در این سؤال و جواب آمده است و آن این كه: مرحوم آیة الله سید عبدالكریم كشمیری (م: 1419 ق) از علمای ربّانی و سالكان طریق و از شاگردان آیة الله الحق، سید علی آقا قاضی (ره) در نجف اشرف بود. در سال های آخر عمر در قم سكونت داشت و شاگردان بسیاری از فیض وجود او به عنوان معلّم بزرگ اخلاق، عرفان و زهد در سطح اعلا بهره مند می شدند.(27) بعضی از شاگردان از ایشان سؤال كردند: «شما حالتان برای مراجعات اخلاقی و عملی چنان كه می فرمایید، مساعد نیست، به چه كسی مراجعه كنیم؟» آقای كشمیری در پاسخ فرمود: «به آقایان؛ بهاءالدّینی، بهجت و ستوده.»(28)

گفتار شخصیت های بزرگ در شأن آیت الله ستوده، كه بی تردید خالی از گزافه گویی است، بیانگر آن است كه آیة الله ستوده رادمرد فوق العاده ای بود و

صفحه 62

از نظر علم و عمل در سطح بسیار عالی قرار داشته است، به طوری كه بر همه به ویژه طلاب لازم است چنین شخصیتی را اسوه قرار دهند.
نصایح ملكوتی

از میان ده ها بلكه صدها جمله از نصایح ملكوتی و پندهای دل سوزانه و دل نشین استاد ستوده، برخی را بیان می كنیم:

« من وقتی كه افراد اصرار می كنند و موعظه ای می خواهند، می گویم: زبان! زبان! باید مواظب زبانتان باشید. خیلی انسان باید سنجیده حرف بزند. مرحوم خوانساری،( م 1405 ق ) طوری بود كه اگر پنجاه سال با ایشان می نشستی، درباره كسی یك كلمه نمی گفت یا خود را بر كسی ترجیح نمی داد... ایشان خیلی بر زبانش مسلط بود. زبان حفظش لازم است؛ چون جرم زبان، سنگین است. امیرالمؤمنان علی (ع) درباره زبان می فرماید:

«جِرْمُهُ صَغیرٌ وَ جُرْمُهُ ثَقیلٌ؛

حجم و جسم زبان كوچك است، ولی جرم و گناه آن بزرگ است.»

در روایت دیگر آمده است: كسی كه از دنیا سالم برود، فرشتگان تعجب می كنند؛ دنیا خیلی مخاطره پایین و بالا دارد. البته اگر كسی مصمّم باشد، خدا كمكش می كند.»(29)

نیز از نصایح استاد ستوده این بود: «آیة الله العظمی بروجردی در 75 سالگی فرمودند: «از روزی كه به حدّ تكلیف رسیدم تا كنون (حدود 60 سال ) نه یك كلمه دروغ گفته ام و نه غیبت كرده ام.» از آیت الله خوانساری درخواست موعظه كردند، فرمود: «انشاء پند و موعظه كافی نیست؛ مجاهده و

صفحه 63

ریاضت می خواهد تا ترك گناه و كسب فضایل، ملكه (نیروی ثابت) در روح و روان انسان شود.» مرحوم فیض در كتاب المحجة البیضاء روایت می كند در مورد (گروهی از) اهل جهنم كه در آن می سوزند، گفته می شود: هذِهِ حَصائِدُ اَلْسِنَتِهِمْ؛ این عذاب، محصول درو شده زبان های آن ها است كه كنترل نكردند و در نتیجه اهل دوزخ شدند.»(30)

ایشان همواره باحالتی ملكوتی و اثربخش، به نصیحت شیفتگان می پرداخت. او در نصایح خود، بیشتر از تقوا، وقت شناسی، وظیفه شناسی، زهد و وارستگی، و اخلاص در همه كارها به ویژه تحصیل، سخن به میان می آورد. او برای تقویت زهد در شاگردان، نمونه هایی از روش بزرگان و وارستگان ممتاز را ذكر می كرد؛ از جمله به طور مكرّر، از مرحوم عالم ربّانی حضرت آیة الله العظمی سید احمد خوانساری یاد می كرد و می فرمود: «ایشان كتاب «مِرْآةُ الْعُقول» (تألیف علّامه مجلسی در شرح اصول كافی) را می خواست. من در یكی از كتاب فروشی ها آن را كه به صورت سه جلد با قطع بزرگ و زیبا بود، یافتم و قیمت كردم، گفتند 63 تومان است. به خدمت آقای خوانساری رفتم و موضوع را به عرض رساندم. فرمودند: «الآن من هیچ پولی ندارم.» این حرف را در زمانی گفتند كه می توانستند صدها هزار تومان از ناحیه افراد تهیّه كنند.»(31)
حكایت رحلت و تشییع

عارضه سخت چشم و كهولت سن و بیماری موجب شد كه آیة الله ستوده، پس از پشت سر نهادن یك دوره بیماری، در 80 سالگی (به سال قمری) در روز یك شنبه 28 صفر الخیر 1420 ق، (23 خرداد 1378ش)،

صفحه 64

مطابق با روز رحلت پیامبر كرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) ساعت پنج بعد از ظهر در بیمارستان كامكار به لقاء الله پیوسته، و چشم از جهان فانی فرو بندد. به راستی ستوده زاد، ستوده زیست و ستوده رفت.

خبر رحلت این عالم ربّانی، كه ضایعه بسیار اسف بار بود، موجب غم و اندوه جانكاه مردم به ویژه طلاب و علما گردید. و این خبر به وسیله خبرگزاری، صدا و سیما و روزنامه ها در همه جا منتشر شد. پیكر مطهر این استاد فرزانه بعد از ظهر روز دو شنبه 29 صفر از مسجد امام حسن عسكری (ع) به سوی حرم حضرت معصومه (س) با حضور مراجع، علما، طلاب، رئیس دفتر مقام معظم رهبری و با حضور امت تشییع كم نظیری انجام شد. پس از ادای نماز به امامت آیة الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی، در مسجد موزه به خك سپرده شد.

مدیر محترم اجرایی حوزه علمیه گفت: «حضور گسترده و چشمگیر مراجع، علما، روحانیون و مردم در مراسم تشییع پیكر مطهر آن عالم فرزانه، بیانگر جایگاه رفیع علمی و معنوی وی می باشد.»

اعلامیه ها و پیام های تسلیت از طرف مراجع، شورای مدیریت، جامعه مدرّسین و سایر ارگان ها در هر سو دیده می شد. در مجلس فاتحه او، آیة الله استادی به تشریح ابعاد زندگی علمی و معنوی آن عالم فرزانه پرداخت و گزارش مراسم گرامی داشت وی، در روز نامه ها منعكس شد.

رضوان و بهشت جای بادش
جا در حرم خدای بادش

مرقد شریف آیة الله ستوده در حرم حضرت معصومه (س) در مسجد موزه، قسمت زنانه، در ناحیه در ورودی از جانب صحن بزرگ به مسجد موزه، دست راست كنار پایه دوم، قرار گرفته است. بر سنگ مرقدش چنین

صفحه 65

نوشته شده است: «مرقد حضرت آیة الله ستوده...»
فرزندان آیت الله ستوده

از استاد آیة الله ستوده (ره) چهار پسر از دو همسر باقی مانده اند؛ به نام های: حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ مهدی ستوده، آقای حاج محمد حسن ستوده(كه از تجّار و كسبه تهران است)، آقای غلامرضا ستوده و آقای رحمت الله ستوده. این دو نفر در كارهای پزشكی و فرهنگی در سطح بالا مشغول كار هستند. آیت الله ستوده، در مورد آقای حاج آقا مهدی در مصاحبه ای فرمودند: «ایشان در درس(آیة الله العظمی) آقای وحید خراسانی شركت می كنند و از نظر اخلاق و فضل، مورد پسند آقای وحید است.»(32)

آقای حاج مهدی از فضلای حوزه علمیه قم و روحانی پرتلاش و فعّالی است و بعضی از تقریرات پدر(از جمله تقریرات درس خارج قبله آیة الله العظمی بروجردی، كه به وسیله پدرش آیة الله ستوده تقریر شده) را تصحیح و تنظیم كرده و در مجله فقه اهل بیت (سال 6، شماره 23) به چاپ رسیده است.
پی نوشت ها:

1 - شرح احوال حضرت آیة الله العظمی اركی، رضا استادی، ص 13 - 15.

2 - این مدرسه كه امروز به نام مدرسه امام خمینی (ره) معروف است، قبلاً به نام مدرسه سپهدار بود. چون امام، قبل از ورود به قم، مدتی در این مدرسه حجره داشت و درس می خواند، به نام او نام گذاری شد.

3 - شرح احوال حضرت آیة الله العظمی اركی، ص 22 و 23. (به طور اقتباس)

4 - همان، ص 32 - 46

5 - همان و نیز برگرفته از مصاحبه مرحوم آیة الله ستوده.

6 - 7 - 8 - برگرفته از مصاحبه آیة الله ستوده و مجله فقه اهل البیت (سال 6، شماره 23)، ص 2.

9 - شرح احوال حضرت آیة الله العظمی اركی، ص 186.

10 - 11 - 12 - برگرفته از یادداشت های حجة الاسلام حاج شیخ مهدی ستوده، فرزند آیة الله ستوده (ره) و مصاحبه های استاد ستوده.

13 - 14 - برگرفته از دفتر یادبود مرقد، ص 34 و 35 و...

15 - نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حكمت 297.

16 - روضة الكافی، شیخ كلینی، ص 164.

17 - دفتر یادبود كنار مرقد، ص 4 و 128 و 151.

18 - این سخن حضرت علی (ع) در شأن زید بن صوحان بود. او هنگامی كه در جنگ جمل به شهادت رسید، علی (ع) به بالینش آمد و سر او را به دامن گرفت و فرمود: «رَحِمَك اللهُ یا زَیْدُ. قَدْ كنْتَ خَفیفَ الْمَؤُونَةِ عَظیمُ الْمَعُونَةِ؛ ای زید! خدا تو را رحمت كند كه مردی كم خرج بودی و در عین حال، یاری تو به دین بسیار بود.»(قاموس الرجال، ج 4، ص 256)

19 - برگرفته از یادداشت های فرزندشان آقا مهدی ستوده؛ مجله حوزه، شماره 9، ص 60 و 67 و دفتر یادبود كنار مرقد، ص 125.

20 - مشروح این ماجرا را حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی(مدّظلّه) در كتاب «پاسخ به ده پرسش»، ص 31 تا 44 نقل كرده است و نگارنده آن را در كتاب «حضرت معصومه، فاطمه دوم»، در صفحه 202 - 211 ذكر نموده ام.

21 - برگرفته از یادداشت ها و مصاحبه های استاد ستوده از نوار ضبط شده.

22 - اسناد انقلاب اسلامی، ج 3، ص 109 و 110 و 229 و 239.

23 - روزنامه جمهوری اسلامی، شماره 5796، 29 خرداد 1378، ص 4.

24 - مجله حوزه، شماره 9، فروردین 1363، ص 68.

25 - برگرفته از یادداشت های حجة الاسلام مهدی ستوده.

26 - برگرفته از یادبود كنار مرقد و یادداشت های آقا مهدی ستوده.

27 - وی در قم در 76 سالگی در روز چهارشنبه 1378 / 1 / 18 شمسی رحلت كرد. مرقدش در جوار بارگاه ملكوتی حضرت معصومه (س) ، در مسجد بالاسر قرار دارد.(شرح حال ایشان در كتابی به نام «آفتاب خوبان»، نگارش یافته است).

28 - منظور از این سه نفر، مرحوم عارف سالك، آیة الله العظمی سید رضا بهاءالدّینی(م 1418 ق)، مرجع بزرگ و سالك زاهد، آیة الله العظمی محمد تقی بهجت(مدّظلّه) و آیة الله شیخ محمد تقی ستوده است. این پاسخ آقای كشمیری قبل از سال 1418 ه . ق. بوده است.

29 - مجله حوزه، شماره 9، فروردین 1363، ص 68.

30 - برگرفته از مصاحبه های آیة الله ستوده.

31 - مجله حوزه، شماره 9، ص 68.

32 - برگرفته از مصاحبه با استاد ستوده.


توجه: از آنجا که درج مطالب در سایت "محبوبترین‌ها" برای همه کاربران آزاد می باشد، از همه کاربران محترم تقامندیم؛ در صورت مشاهده مطلبی خلاف واقع، غیرقانونی و یا منافی فرهنگ و اخلاق ایرانی و اسلامی در هر یک از پروفایل‌ها، از طریق بخش "تماس با ما" سایت مدیریت سایت را در جریان بگذارید.
 روابط عمومی سایت محبوبترین‌ها
Share




صفحه اصلی | ارتباط با ما | درباره ما | خبرنامه | جستجو | نقشه سایت | RSS
محبوبترین‌های سیاسی | محبوبترین‌های ورزشی | محبوبترین‌های هنری | محبوبترین‌های اقتصادی | محبوبترین‌های دانش | محبوبترین‌های اندیشه | محبوبترین‌های فرهنگ و ادب | محبوبترین‌های ارتباطات | محبوبترین‌های تاریخ و جامعه | محبوبترین‌های بهداشت

محمد تقی ستوده

محبوبترین‌ها,مشاهیر ایران,بیوگرافی نخبگان,جدیدترین اخبار,محبوبترین‌چهره‌ها,محبوبترین‌های سیاسی,محبوبترین‌های ورزشی,محبوبترین‌های هنری,محبوبترین‌های اقتصادی,محبوبترین‌های پزشکی,محبوبترین‌های فرهنگی,محبوبترین‌های دین و اندیشه,محبوبترین‌های رسانه و ارتباطات,محبوبترین‌های علم و دانش,محبوبترین‌های تاریخ و جامعه,