اندیشه » مراجع و بزرگان دینی » تعداد بازدید: ٢٩٧٣١٢
مجتبی حاج آخوند کرمانشاهی
امتیاز:
آیة الله حاج مجتبی حاج آخوند، در 13 جمادی الثانی سال 1347 ق. (1308 ش) دركرمانشاه در خاندانی پك نهاد و منتسب به سلسله جلیل روحانیت، دیده به جهان خكی گشود.
پدر و جدّ

پدرش آیة الله شیخ حسن حاج آخوند متولد 1301 ق. از شاگردان میرزای نائینی و سیدابوالحسن اصفهانی در نجف اشرف بود. وی بعد از كسب اجازه اجتهاد و روایت از استادان بنام حوزه علمیّه نجف، به قصد تبلیغ احكام و معارف دین، ارشاد مردم و تقویت بنیه علمی حوزه علمیه كرمانشاه، در آن شهر رحل اقامت افكند و سال ها منشأ خیرها و بركات بود. وی در سال 1337

صفحه 155

ش. بدرود حیات گفت. جدّش آیة الله ملاحسین حاج آخوند اصفهانی، از عالمان و فقیهان طراز اوّل تاریخ كرمانشاه بود. وی در اصفهان متولد شد و در نجف تحصیل كرد و در كرمانشاه به تبلیغ دین اشتغال داشت. او در جریان مشروطیت، به قصد هدایت و قطع دست ظالمان از سر مردم كرمانشاه در كنار سایر عالمان و فقیهان، فعالیت های زیادی انجام داد. مدفن وی و فرزندش شیخ حسن حاج آخوند در قبرستان وادی السلام نجف اشرف است.(1)*
تحصیلات

روزگار كودكی ایشان در دامن پرمهر مادری نمونه از تبار سلسله جلیل روحانیت و در سایه پدری عالم، فقیه و عارف سپری شد. محیط مناسب خانواده، زمینه دانش دوستی و كمال جویی را در او شكوفا كرد. وی بعد از طی تحصیلات كلاسیك در سال 1323 ش. (1363 ق) به خاطر اشتیاق فراوان به تحصیل علوم دینی، وارد حوزه علمیه كرمانشاه شد و از محضر استادان بنام آن شهر بهره های فراوان برد. مراحل مقدماتی ادبیات، منطق، فلسفه، فقه، اصول و سایر علوم اسلامی را در حدّ مطلوبی با جدّیت كامل فراگرفت. حافظه قوی، پشتكار، اهمیت به مباحثه، شركت مستمر در درس ها، احترام به استادان و انس با آنها، از شیوه های تحصیلی وی بود.(2)

وی در سال 1332 ش. (1372 ق) برای كسب مراتب عالی علوم اسلامی و رسیدن به درجات بالاتر از نظر علمی و معنوی، به حوزه علمیه قم وارد شد و در مدرسه حجّتیه سكونت گزید و از محضر آیات عظام و استادان بنام این شهر بهره های كافی و وافی برد.

شیخ مجتبی بعد از سال ها تحصیل و تحقیق در علوم اسلامی، اعم از

صفحه 156

معقول و منقول، با عنایات و الطاف خاصّه خداوند و توسّل به اهل بیت(ع) و استعداد فراوان، به درجه عالی اجتهاد رسید و در كثر علوم اسلامی، صاحب نظر گشت.(3) احاطه بر مسائل فلسفی، مبانی و قواعد فقه و تطبیق آنها بر فروع فقهی هنگام تدریس و طرح مباحث عرفانی و نیز كرسی درس تفسیر قرآن كریم در كرمانشاه، گویای تبحّر وی در علوم عقلی و نقلی بود.(4)
استادان

استادانی كه حاج آخوند از آنها بهره علمی گرفته و از خرمن فضایل و دانش آنان خوشه علم و كمال چیده است، عبارتند از:
الف) استادان كرمانشاه

1 - شیخ حسن حاج آخوند.(5) وی از دانشمندان، فقیهان و استادان حوزه علمیه كرمانشاه بوده و در مسجد شهبازخان آن شهر، به اقامه نماز جماعت و ارشاد اشتغال داشته است.(6)

2 - سید محمد جواد حسینی نجومی (متوفّای 1387 ق). وی از فقیهان عارف و هنرمند بود كه از آیات عظام: سیدابوالحسن اصفهانی، شیخ ضیاء الدین عراقی، شیخ محمد حسن علامی و سید حسین حایری اجازه اجتهاد و روایت داشت.(7)

3 - شیخ محمدحسن علامی (متوفّای 1394 ق)(8). او از عالمان و فقیهان بنام تاریخ كرمانشاه، بلكه تاریخ ایران است. او را فقیهی پژوهشگر، دقیق، فاضل كامل، دانشمندی جامع در علوم عقلی و نقلی و خوش ادرك معرفی كرده اند.(9)

4 - سید محمود معصومی لاری.(10) وی از عالمان ادیب و فقیهان بزرگ تاریخ

صفحه 157

كرمانشاه است كه در تدریس علوم اسلامی، خصوصاً ادبیات عرب، تبحّری خاص داشته است.(11)

5 - سید حسین معصومی لاری (12). او از عالمان و فقیهان كرمانشاه است كه در تواضع و فروتنی ضرب المثل بوده است؛ چه اینكه با كهولت سن و مقام و منزلت علمی اش به تربیت طلاب و تدریس دروس مقدماتی مثل جامع المقدمات با تواضع و اشتیاق كامل می پرداخته است و كار خود را تقویت بنیه علمی طلاب سطح مقدمات در علوم اسلامی می دانست.(13)

6 - محمد آل آقا.(14) او از خاندان آل آقا و منسوب به وحید بهبهانی است كه در كرمانشاه به وعظ و ارشاد و تدریس اشتغال داشته است.(15)
ب) استادان قم

حاج آخوند درقوی ترین درس های خارج اصول، فقه و فلسفه در حوزه علمیه قم حضور یافت و از محضر آیات عظام: امام خمینی(قدس سره)، بروجردی، اركی، محقق داماد، علامه طباطبایی، سلطانی و... بهره برد و علوم اسلامی را چون آبی زلال از چشمه هایی جوشان به كام جان خود نوشانید.(16)

در قم بیش تر از امام خمینی(قدس سره) تأثیر پذیرفت؛ به طوری كه شیفته رفتار و مقام علمی و معنوی امام شد؛ چه اینكه بارها پیشنهاد و درخواست برگشت وی به كرمانشاه به او داده شد، ولی به دلیل تعلّق خاطر فراوان به مراد خود، دل كندن از آن دریای جوشان علم و معرفت برایش سخت بود و تنها موقعی قم را ترك و به كرمانشاه هجرت كرد كه فرمان امام به وی، مبنی بر هجرت به آن سامان، صادر شد.(17)

صفحه 158
ازدواج

آیةالله شیخ مجتبی حاج آخوند در سال 1338 ش. (1378 ق) در سنّ سی سالگی با دختر آیة الله محمد حسین مسجد جامعی، از مجتهدان حوزه علمیه قم، ازدواج كرد كه خطبه عقد این زوج بزرگوار به وسیله امام راحل خوانده شد.

همسرش بانویی با فضیلت، متّقی و برخوردار از عفّت و عزّت نفس، از خانواده ای فقیه و روحانی بود كه در بهمن 1377 ش. دارفانی را وداع گفت و در قم بعد از اقامه نماز به وسیله آیة الله بهجت، بنابر فرمان آیة الله خامنه ای در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) به خك سپرده شد.(18)

ثمره این ازدواج، سه پسر و سه دختر است. پسران وی به نام های محمد مهدی، علی و حسن هستند كه محمد مهدی و علی از طلاب علوم دینی و هم كنون در حوزه علمیه قم به تحصیل مراحل عالی علوم اسلامی مشغول هستند.
فعالیت های سیاسی حاج آخوند

پیشینه مبارزات سیاسی آیة الله حاج آخوند به قبل از سال 1342 ش. در جریان افشاگری امام خمینی(قدس سره) در مورد مسئله انجمن های ایالتی و ولایتی بر می گردد. وی در جریان مذكور و دیگر حركت های سیاسی امام علیه دستگاه ستم شاهی پهلوی، در قم و در كنار امام شركت چشم گیر داشت.(19)

وی در خاطراتش می گوید:

«روزی همراه آیة الله خامنه ای به محضر امام خمینی(قدس سره) رسیدیم. او به امام عرض كرد: آقا! ما توپ و تانك و اسلحه نداریم. چطور می توانیم مبارزه

صفحه 159

كنیم؟ امام فرمود: «ما اگر مبارزه نكنیم باید بنشینیم و استخاره كنیم؛ ما بیان داریم و بیان ما، قدرت ماست.» واقعاً هم همین طور بود. وقتی امام حرف می زد، سخنرانی می كرد، به دل های مؤمنین قوّت و در دل دشمنان رعب ایجاد می كرد و این، جز اخلاص امام چیز دیگری نبود.»(20)
هجرت به كرمانشاه

آیة الله حاج آخوند بنابر فرمان امام خمینی(قدس سره) به ایشان، مبنی بر هجرت به كرمانشاه، به قصد تقویت بنیه علمی طلاب و فضلا و رهبری سیاسی مردم آن سامان، در سال 1342 ش. (1383 ق) به زادگاهش بازگشت. با ورود وی،روحی دوباره در كالبد دینی و سیاسی مردم آن شهر دمید و حیاتی دیگر گرفت.»(21)
رهبری مبارزه

وی در بدو ورودش به كرمانشاه، مسجد حاج شهبازخان را مركز حركت های سیاسی و مبارزه با دستگاه ستم شاهی و اطلاع رسانی دینی و سیاسی به مردم قرار دارد. این مسجد در سال 1235 ق. به وسیله حاج شهبازخان و شش برادرش كه بنیانگذار طایفه معروف «حاجی زادگان» كرمانشاه بودند، احداث شد؛ با شبستانی بزرگ و چندین حجره و مَدرس.(22)

در سال 1323 ش. (1363 ق) مَدرس و حجره های این مسجد، بنابر فرمان آیةالله سیدابوالحسن اصفهانی (متوفّای 1365 ق) تبدیل به مدرسه علمیه شد كه از آن هنگام تا كنون، طلاب بسیاری در آن به تحصیل علوم دینی پرداخته اند.(23)

این مسجد و مدرسه به علت گسترش ساخت و ساز شهر كرمانشاه، به

صفحه 160

مرور زمان در مركز شهر قرار گرفت. از این رو، موقعیت بسیار مناسبی برای ارتباط با مردم پیدا كرد. حاج آخوند از این موقعیت، استفاده نیكو برد و علاوه بر اقامه نماز جماعت و فعالیت های مذهبی و اداره امور مدرسه علمیه، مبارزات و فعالیت های سیاسی را نیز در این مكان مهم متمركز كرد.
بینش سیاسی حاج آخوند

بینش و خط مشی حركت های سیاسی آیة الله حاج آخوند، برگرفته از رفتارها و موضع گیری های اصولی امام خمینی(قدس سره) در عرصه های مختلف سیاسی بود؛ چه اینكه امام راحل در شكل گیری شخصیت علمی و معنوی وی نیز نقش اوّل را در بین استادان بزرگ او ایفا می كرد.

او بر سه اصل «رهبری مرجع آگاه»، «وحدت، خصوصاً در بین خواص و عالمان» و «تدیّن مردم و آگاهی آنان از دین و دنیای خود» تكید فراوان داشت. به همین دلیل پس از ورود به كرمانشاه، در راستای تحقق این سه اصل، اقدامات جدّی و چشم گیری انجام داد كه در صفحه 21 پرونده وی در ساوك به این جهات اشاره شده است. مضمون آن چنین است:

«شیخ مجتبی حاج آخوند كه مدت ها در ایّام تحصیل در قم زندگی نموده و ایّام تعطیل در كرمانشاه اقامت می كند، اخیراً برای همیشه قم را ترك و قصد دارد در كرمانشاه اقامت كند. وی با بعضی از عالمان شهر ملاقات و اظهار می كند: آقای خمینی به من پیغام داده است تا به شما بگویم: در هفته یك یا دو جلسه تشكیل و در آن جلسه ها، فعالیت های دولت را كه مخالف با دین و شئون روحانیت است، افشاگری كنید.»(24)

صفحه 161
امام محوری

حاج آخوند در شناساندن امام خمینی به مردم، به عنوان مرجعی كامل و رهبری آگاه به مسائل زمان، بسیار تلاش كرد. تلاش های او در معرفی شخصیت علمی و سیاسی امام خمینی(قدس سره) تنها به سخنرانی ها و ملاقات هایش با مردم و خواص محدود نمی شد؛ بلكه از خطیبان زبردست و آگاه سراسر ایران نیز به همین منظور دعوت كرد كه از جمله اند: آیةالله طالقانی، آیةالله خزعلی، شهید سیّد علی اندرزگو؛ همان طور كه عالمان شهر نیز در این راستا به روشنگری مردم می پرداختند. در پرونده حاج آخوند در ساوك چنین آمده است:
موضوع: تبلیغ به نفع خمینی

شیخ مجتبی آخوند (روشن) فرزند حسن متولد 1308 شماره شناسنامه 104 كرمانشاه و شیخ عبدالخالق عبداللهی فرزند محمد علی متولد 1305 شماره شناسنامه 14210 و شیخ محمد حسین زرندی فرزند علی كبر متولد 1311 زرند شماره شناسنامه 18 ساوه و حسین معطری فرزند جواد متولد 1306 كرمانشاه شماره شناسنامه 4453 در پاسخ سؤالی كه مردم در مورد تعیین جانشینی آیةالله حكیم می نمایند، اظهار می دارند: «خمینی مرجع تقلید می باشد.»(25)

و نیز آمده است:

«شیخ مجتبی روشن از روحانیون طرفدار خمینی و دارای پرونده می باشد و اغلب مشاهده شده كلیّه طلاب مخالف كه از شهرستان های دیگر به كرمانشاه وارد می شوند، دور وی جمع و

صفحه 162

اقدام به صحبت های خلاف می نمایند.»(26)

و باز آمده است:

«شیخ مجتبی روشن فرزند حاج آخوند، پیشنماز مسجد حاج شهبازخان یكی از وعّاظ متعصّب و ناراحت و طرفدار خمینی بوده و كراراً نیز به ساوك استان هدایت شده است.»(27)
منشأ عشق حاج آخوند به امام خمینی(قدس سره)

ریشه این علاقه به اوّلین برخورد وی با امام در قم بر می گردد. وی می گوید:

«در اوایل طلبگی كه تازه به لباس روحانیت ملبّس شده بودم، روزی قصد زیارت امام كردم. دیدم جلوتر از من، یكی از شخصیت های مهمّ مملكتی دستگاه حكم طاغوتی به قصد ملاقات با امام، وارد بر امام شد. امام با حالت عادی با وی برخورد كرد و جلوی پای او بلند نشد و من در حالی كه این عمل امام را نظاره گر بودم، به محضرشان رفتم، دیدم امام با كمال تواضع جلوی پای بنده بلند شد و دستی بر سرم كشید و اظهار محبت و شفقت كرد. در آنجا، آن چنان صحبت امام در دلم نشست كه مرا تاابد شیفته خود نمود؛ چه اینكه من را كه طلبه ای بیش نبودم، بر بالاترین مقام های دنیوی ترجیح داد.»(28)

این عشق و علاقه حاج آخوند به امام باعث شده بود كه او را سربازی فدكار و تابع محض ایشان قرار دهد. او بارها می گفت: «من در تمام ابعاد در امام فانی بودم.»(29)

صفحه 163

وی در خاطراتش گفته است:

«به اتّهام طرفداری از «خمینی(قدس سره)» ساوك كرمانشاه مرا دستگیر و مورد بازجویی قرار داد. رئیس ساوك وقت كرمانشاه به من گفت: بیا، نه كار با خمینی داشته باش و نه با شاه؛ ماهم با توكاری نداریم. گفتم: برو یك چاقوی تیز بیاور! گفت: برای چه؟ گفتم: برای آنكه عملاً به تو بفهمانم چقدر به خمینی علاقه مندم. گفت: به فرض چاقو را آوردم، چگونه اثبات می كنی؟ گفتم: می خواهم شاه رگم را بزنم تا ببینی در تك تك گلبول هایم عشق به خمینی است و قطره های خون من همه شهادت به عشق زیاد من به خمینی می دهند. از این رو، من نمی توانم از او دست بردارم. رئیس ساوك با تعجب بسیار به من نظاره می كرد و بعد از مدتی، مكث دستور داد تا مرا آزاد كنند.»(30)

آیةالله حاج آخوند بارها به اتهام طرح مرجعیت و رهبری امام خمینی و انتقاد از برنامه ها و سیاست های حكومت پهلوی، به ساوك احضار شد و چون این احضارها و تذكرات ثمری نمی بخشید و از مواضع خود دست برنمی داشت، طرح محدودیت و تضعیف موقعیت اجتماعی وی در استان كرمانشاه از طرف ساوك پیشنهاد می شود.(سند شماره 1)
اسارت به جرم آزادگی

آیةالله حاج آخوند با آگاهی و ایمان به هدف مقدّس خود، هر روز بیش از پیش با توكل بر خداوند متعال بر فعالیت ها و اقدامات روشنگرانه خود بر ضدّ نظام ستم شاهی پهلوی افزود، تا جایی كه تاب و تحمل ساوك مركز (تهران)

صفحه 164

نیز به پایان رسید و به قصد خاموش كردن نوای آگاهی بخش و انقلابی او، دستور بازرسی منزل و دستگیری وی را به ساوك كرمانشاه ابلاغ كرد. (سند شماره 2)

بالآخره وی در تاریخ 12/ 8/ 1352 ش. به دستور ساوك مركز (تهران) دستگیر و بعد از سه روز بازداشت در ساوك كرمانشاه محكمه و به سه سال زندان محكوم شد و در تاریخ 15/ 8/ 1352 ش. به كمیته ضد خرابكاری ساوك تهران تحویل و به زندان اوین انتقال داده شد و بارها مورد شكنجه قرار گرفت. همسر وی گفته است: «در یكی از ملاقات ها با همسرم در زندان اوین، متوجه شدم كه ناخن های وی را كشیده اند.»(31)
فعالیت های بعد از آزادی

آیة الله حاج آخوند با كوشش عالمان كرمانشاه و قم بعد از شش ماه، از زندان آزاد شد و به كرمانشاه بازگشت. وی بعد از آزادی از زندان، نه تنها از مواضع خود دست برنداشت، بلكه بیش از پیش به فعالیت های سیاسی خود افزود؛ آگاه كردن مردم نسبت به ظلم حكم طاغوتی و برنامه های ضدّ دینی آن و اعلام مرجعیت امام خمینی و امثال آن، از جمله این فعالیت هاست. از این رو، ساوك برنامه تضعیف وی را به مرحله اجرا گذاشت كه گوشه ای از آن در پرونده ایشان در ساوك آمده است.
خدمات فرهنگی و اجتماعی

آیةالله حاج آخوند، علاوه بر تدریس علوم دینی و تربیت طلاب و فضلا، خدمات فرهنگی و اجتماعی فراوانی در سطح استان كرمانشاه، قبل و بعد از انقلاب، انجام داد كه هم كنون نیز آثار و بركات زحمات بی شائبه وی جاری

صفحه 165

است.

از جمله خدمات فرهنگی و اجتماعی وی، تعمیر و مرمّت مسجد و مدرسه حاج شهبازخان در سال 1367 ش. است كه به دلیل شدت فرسودگی قابل استفاده نبود و با زحمت های فراوان وی به بهره برداری رسید. این مسجد و مدرسه یكی از مكان های مهم فرهنگی، مذهبی و اجتماعی در سطح استان به شمار می رود و رونق آن، مرهون مدیریت عالمانه و كوشش های بی دریغ آیة الله حاج آخوند می باشد. هم كنون در این مدرسه طلاب و فضلای زیادی مشغول به تحصیل هستند و حتی این میراث فرهنگی، در ایّام تعطیلات حوزه پذیرای روحانیانی است كه به قصد تبلیغ و ارشاد به آن سامان هجرت می كنند.(32)

مرحوم حاج آخوند در مبارزه با افكار منحرف، نیز بسیار جدّی بود و به صورت منطقی به افشاگری علیه مروّجان عقاید باطل و انحرافی می پرداخت. ترویج افكار منحرف چنان وی را نگران می سازد كه نامه ای به امام خمینی(قدس سره) می نویسد و امام در 18 صفر 1393 ق. خطاب به ایشان چنین می نویسند:

بسمه تعالی

خدمت جناب مستطاب عماد الاعلام و ثقةالاسلام آقای حاج آقا مجتبی حاج آخوند(دامت افاضاته)

مرقوم محترم، كه حاوی مطالبی راجع به بعضی دستجات بود، واصل گردید.

در این موضوع مراجعه شده است و این نحو اجتماعات و تبلیغات به صورت مذهبی كه ممكن است برای سرگرم كردن مسلمین و انحراف آنها در اجتماع بر ضدّ اجانب باشد، همیشه

صفحه 166

بوده و است و موجب نگرانی است. و ضمناً چون با اسمای فریبنده توأم است؛ نمی شود به طور صراحت نفی و اثباتی نمود.

از خداوند تعالی بیداری مسلمین و دستجات آنها را از شرّ اجانب خواستار است؛ از جنابعالی امید دعای خیردارم.

والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته

روح الله الموسوی الخمینی

حاج آخوند برای كاستن مشكلات مالی مردم، كه ریشه بسیاری از معضلات اجتماعی است، صندوق قرض الحسنه ولی عصر(ع) را تأسیس كرد كه آثار مثبت زیادی به همراه داشته است. این صندوق هنوز فعالیت می كند.(33) البته ایشان به طور مستقیم نیز به نیازمندان كمك مالی می كرد؛ چنان كه آیة الله نجومی در مورد خدمات حاج آخوند می نویسد: «ایشان تا جایی كه از نظر مالی میسّر بود، به فقرا و افراد كم درآمد و نیازمند كمك می كردند و در این مورد مضایقه نداشتند.»(34)

آیة الله حاج آخوند از سوی رهبر كبیر انقلاب، ارگان ها و مردم، مناصب سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مختلفی را بر عهده گرفت كه از جمله آنهااست: فرماندهی كمیته انقلاب اسلامی شهر كرمانشاه از طرف شورای مركزی كمیته انقلاب اسلامی، نماینده امام در جهاد سازندگی، نماینده مجلس خبرگان رهبری در دو دوره، نماینده امام در دانشگاه علوم پزشكی، مسئول اداره عقیدتی - سیاسی ارتش در غرب كشور، نماینده امام در بنیاد مسكن، نماینده امام در امور حسبیه، سرپرستی حوزه علمیه كرمانشاه به همراه آیةالله محمد حسین زرندی.(35) (سند شماره 10)

صفحه 167
ویژگی های اخلاقی و معنوی
توجه به عبادات

توجه فراوان به امور عبادی، از ویژگی های آیةالله حاج آخوند بود. بیشتر اوقات زبانش به ذكر خدا مشغول بود. به اقامه نماز شب، مقیّد بود، حتی در سفرها و در حال كسالت. بعد از نماز صبح نیز بیدار بود و به عبادت می پرداخت.(36)

به مستحبات، مثل نماز جعفر طیّار و اعتكاف خصوصاً در ایّام اقامتش در قم، بسیار اهمیت می داد. از تلاوت قرآن غافل نبود و بیشتر اوقات به ویژه در سحرها، آن را تلاوت می كرد.(37)

آیةالله نجومی در این مورد می گوید:

«در انجام عبادات خصوصاً نماز اوّل وقت، شدیداً مراعات می كرد و انجام آنها را بر امور دنیایی مقدّم می داشت. در انجام مستحبات و مداومت بر آنها، جدّیت خاصّی داشت. وی هفت سفر به مكه مكرّمه به قصد زیارت و اظهار بندگی در برابر خداوند متعال مشرّف شد.»(38)
خوش خُلقی با خانواده

او همان گونه كه با مردم با اخلاق نیكو رفتار می كرد، با افراد خانواده اش نیز چنین بود و همان احترام را برای اهل خانه اش قائل بود. به همین علت فرزندان وی نیز به سلك روحانیت درآمدند و به تحصیل علوم دینی پرداختند.

آیةالله نجومی در این باره می نویسد:

«در زندگی شخصی حتّی الامكان سعی می كرد كارهای

صفحه 168

شخصی خود را انجام دهد و افراد خانواده را به زحمت نیندازد و اگر كاری را به آنها محوّل می كرد، هیچ وقت حالت آمرانه نداشت. همیشه به این امر «كه مرد در زندگی باید یاور و همراه همسرش باشد»، عمل می كرد و در مواقع لزوم در كارهای خانه به همسرش كمك می كرد. در بچه داری هیچ ابایی نداشت. یك روز در خیابان فرزندشان را بغل گرفته بود كه یكی از آشنایان به وی گفت: چرا شما بچه را بغل كرده اید؟ مگر روحانی بچه بغل می كند؟ وی در جواب گفت: یك روحانی بیش از هركس باید در امور خانواده، به افراد خانواده یاری كند.»(39)
رعایت آداب اسلامی

تنها معیار آیة الله حاج آخوند در برخورد با مردم، رضایت خداوند بود. از این رو، در معاشرت با مردم صداقت در گفتار و رفتار، وفای به عهد، تواضع، یكرنگی قبل و بعد از ریاست و تشویق به نیكی ها را رعایت می كرد. وی با اینكه در برابر كژی ها و نادرستی ها می ایستاد، ولی اخلاق و رفتار اجتماعی اش چنان جذّاب بود كه بسیاری از افراد به او ارادت و عقیده خاصّی داشتند. و با این كه از محبوبیت گریزان بود، ولی طبیعت رفتارش مردم را مجذوب خود ساخته بود. استقبال بی سابقه و اعجاب انگیز مردم كرمانشاه از وی بعد از بازگشت از زیارت خانه خدا در سال 1377 ش.، كه ساعت ها پشت درِ فرودگاه كرمانشاه و در منزل وی منتظر ورودش بودند، نشان دهنده چهره مردمی این عالم جلیل القدر است.(40)
عشق به معصومین(ع)

به اهل بیت علاقه فراوانی داشت. اهتمام ویژه ای به برگزاری مراسم

صفحه 169

عزاداری و مدّاحی در مساجد و منازل به مناسبت های مختلف داشت و بارها به قصد تجدید عهد و بیعت با معصومین(ع) به كربلا و نجف و... مشرّف شد و ماه ها در جوار آن حضرات سكنا گزید. به مدّاحان و روضه خوانان خاندان عصمت و طهارت احترام خاصّی قائل بود.(41)

یكی از مدّاحان، كه از سادات عالم و سكن قم است، می گوید: به مناسبتی نزد آیةالله حاج آخوند جریانی از جبهه دارخوین را نقل كردم و گفتم: در جبهه دارخوین، دیدم جوان 14 ساله ای روی خكریز خطّ مقدّم جبهه رفت و انگشتش را به سوی كربلا گرفت و به امام حسین(ع) سلام داد كه ناگاه تیری به وی اصابت كرد و پای خكریز افتاد. او را بغل كردم و گفتم: چرا این كار را كردی؟ گفت: شرط مادرم را به جا آوردم؛ چرا كه او به من گفته بود: به شرطی راضی می شوم به جبهه بروی كه هر وقت بوی كربلا را استشمام كردی، به نیابت از من و پدرت به جدّت امام حسین(ع) سلام دهی.

به من گفت: باید به نیّت پدرم هم سلام دهم. با اصرار روی خكریز رفت و سلام دیگری داد كه ناگاه گلوله موشكی به وی اصابت كرد و بدنش كاملاً از بین رفت و من با حالت تأثّر به سراغ سكش رفتم. وصیّت نامه ای در آن پیدا كردم كه در آن، خداوند را به اسما و صفات زیادی قسم داده بود و از او خواسته بود كه در جبهه بدنش از بین برود، تا همانند مادرش حضرت زهرا(س) بی قبر باشد.

وقتی این واقعه را برای آیةالله حاج آخوند نقل كردم، گریه كرد

صفحه 170

و از من خواست تا چندین بار آن را تكرار كنم و از او هم چنان گریه می كرد؛ چرا كه او به شنیدن نام حضرت زهرا، امام حسین و معصومین دیگر(ع) بسیار علاقه مند بود.(42)
حق گویی

وی در بیان حق و دفاع از آن، بسیار شجاع بود. حق را بیان می كرد، چه به نفع او باشد و چه به ضرر او؛ توجّهی به شخصیت یا تعداد طرفداران آن نداشت و در این امر از سرزنش ملامتگران هراسی به خود راه نمی داد. این خصلت او ناشی از غیرت دینی او بود كه در طول زندگی سیاسی و اجتماعی اش كاملاً نمود داشت.(43)
دنیا گریزی

وی از هرآنچه كه او را به دنیا نزدیك و از خدا دور می كرد، پرهیز داشت. دارای وارستگی و مناعت ذاتی خاصی نسبت به دنیا بود. مال و مقام وسیله خدمت به بندگان خدا می دانست. با این كه دارای مناصب مختلف اجتماعی بود، ولی به هیچ كدام دل نسپرد و هر وقت احساس می كرد كه آن مناصب او را به طرف دنیا سوق می دهند و او را از هدف اصلی اش كه همان بندگی خداوند بود، بازمی دارند، از آ ن مناصب دوری می كرد.

قناعت، ساده زیستی، تشریفات گریزی و بی اعتنایی به وجهه اجتماعی، از ویژگی های بارز وی بود.
غیرت دینی

اهمیت به امر به معروف و نهی از منكر، حساسیت در برابر انحراف به نام دین، دوری از مصلحت اندیشی های نابه جا، دوری از تسامح در اجرای حدود الهی، ستیز با تفریط و افراط در آموزش معارف دین و اجرای

صفحه 171

برنامه های دینی، از دیگر ویژگی های بارز حاج آخوند بود.(44)
وفات و مدفن

آیة الله حاج آخوند بعد از سال ها مجاهدت و تلاش در راه ترویج دین و تحقق آرمان های انقلاب اسلامی، بالآخره در شامگاه روز یكشنبه 15 مهر 1380 (19 رجب 1422)، در سنّ 72 سالگی شمع وجودش خاموش شد و استان كرمانشاه در سوگ فراق و در غم و اندوه جانكاهی فرو رفت. با درگذشت او، در كرمانشاه دو روز عزای عمومی اعلام شد. مردم ناباورانه، دسته دسته برای عرض تسلیت به منزلش روی آوردند و با پیكر پك آن مجاهد بزرگ وداع كردند.

پیكر وی سه شنبه 17 مهر ماه، بر روی دوش مردم عالم دوست كرمانشاه به صورت بی سابقه ای تشییع و به شهر قم منتقل شد. پیكر وی در قم نیز با حضور بسیاری از علما و برخی مسئولین كشوری و لشكری از مسجد امام حسن عسكری(ع) به سوی حرم مطهر تشییع شد. حضرت آیةالله العظمی بهجت بر وی نماز خواند و سپس به امر مقام معظّم رهبری، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خك سپرده شد.(45)
پی نوشت ها:

* جریان ملقب شدن این خاندان به «حاج آخوند» بدین صورت بوده است كه جدّ ایشان، آیة الله ملاحسین اصفهانی، به حج مشرف می شود در بازگشت با استقبال بسیار پرشوری از طرف اهالی شهركرمانشاه مواجه می گردد و مردم آن سامان در هنگام استقبال به یكدیگر می گفته اند: «حاجی آخوند آمد»، «حاجی آخوند آمد» از آن به بعد، وی كم كم به «حاج آخوند» معروف می شود این لقب در فرزندان و نوادگان وی نیز به یادگار ماند و شناسنامه خود را با این شهرت گرفتند؛ گرچه بعضی از آنها بعدها فامیلی خود را به «روشن» و غیر آن، تغییر دادند (مكاتبه با حجةالاسلام محمد مهدی حاج آخوند، ص 1، مورّخه 1380/11/11) .

1 - تاریخ كرمانشاه در عصر قاجار، هرمز بیگلری، انتشارات طاق بستان، كرمانشاه، ج 2، ص 143، 147 و 148 .

2 - همان، ص 4 .

3 - همان، ص 9 .

4 - مصاحبه با حجةالاسلام سید مهدی سیدموسوی، مورّخه 1380/11/10 و حجةالاسلام سید محمدحسین حائری زاده، مورّخه 1380/11/13 .

5 - كیمیای هستی، سیدمرتضی نجومی، مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1379 ش، ص 71 .

6 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 3 .

7 - كیمیای هستی، ص 247 .

8 - مكاتبه با آیةالله سیدمرتضی نجومی، ص 3 .

9 - زندگانی سردار كابلی، كیوان سمیعی، چاپخانه گیلان، 1363 ش، ص 229 و گنجینه دانشمندان، ج 6، ص 369 .

10 - مصاحبه با حجةالاسلام سیدمحمد حسین حائری زاده .

11 - كیمیای هستی، ص 71 .

12 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 3 .

13 - كیمیای هستی، ص 71 .

14 - مكاتبه با آیةالله نجومی، ص 3 .

15 - مصاحبه با حجةالاسلام علی كبر آل آقا، مورّخه 1381/1/17 .

16 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 7 و 8 .

17 - همان، ص 17 .

18 - مكاتبه با آیةالله نجومی، ص 4 .

19 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 11 .

20 - همان، ص 16 .

21 - همان، ص 19 .

22 - كرمانشاهان و تمدن دیرینه آن، ایرج افشار، ج 1، ص 630، انتشارات زرین، تهران .

23 - كیمیای هستی، ص 70 .

24 - پرونده ش 5207 ساوك، ص 21، (با تغییرات) .

25 - همان، ص 18 .

26 - همان، ص 28 .

27 - همان، ص 29 .

28 - مصاحبه با عبدالحمید ترابی، از سكنان نجف اشرف، مورّخه، 1380/11/10 .

29 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 8 .

30 - مصاحبه با عبدالحمید ترابی .

31 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 26 .

32 - همان، ص 33 .

33 - همان، ص 32 .

34 - مكاتبه با آیة الله نجومی، ص 6 .

35 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 34؛ صحیفه امام، ج 1، ص 476 و ج 17، ص 258 .

36 - مصاحبه با حجةالاسلام سید مهدی سید موسوی .

37 - مصاحبه با حجةالاسلام صادق طهوری، 1380/11/12 .

38 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 6 و 43 .

39 - مكاتبه با آیةالله نجومی، ص 5 .

40 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 36 .

41 - مكاتبه با آیةالله نجومی، ص 6 و مصاحبه با عبدالحمید ترابی .

42 - مصاحبه با حجةالاسلام سید محمدحسین حائری زاده .

43 - مصاحبه با حجةالاسلام صادق طهوری .

44 - مصاحبه با آیةالله شیخ حسن ممدوحی .

45 - مكاتبه با محمد مهدی حاج آخوند، ص 51 .


توجه: از آنجا که درج مطالب در سایت "محبوبترین‌ها" برای همه کاربران آزاد می باشد، از همه کاربران محترم تقامندیم؛ در صورت مشاهده مطلبی خلاف واقع، غیرقانونی و یا منافی فرهنگ و اخلاق ایرانی و اسلامی در هر یک از پروفایل‌ها، از طریق بخش "تماس با ما" سایت مدیریت سایت را در جریان بگذارید.
 روابط عمومی سایت محبوبترین‌ها
Share




صفحه اصلی | ارتباط با ما | درباره ما | خبرنامه | جستجو | نقشه سایت | RSS
محبوبترین‌های سیاسی | محبوبترین‌های ورزشی | محبوبترین‌های هنری | محبوبترین‌های اقتصادی | محبوبترین‌های دانش | محبوبترین‌های اندیشه | محبوبترین‌های فرهنگ و ادب | محبوبترین‌های ارتباطات | محبوبترین‌های تاریخ و جامعه | محبوبترین‌های بهداشت

مجتبی حاج آخوند کرمانشاهی

محبوبترین‌ها,مشاهیر ایران,بیوگرافی نخبگان,جدیدترین اخبار,محبوبترین‌چهره‌ها,محبوبترین‌های سیاسی,محبوبترین‌های ورزشی,محبوبترین‌های هنری,محبوبترین‌های اقتصادی,محبوبترین‌های پزشکی,محبوبترین‌های فرهنگی,محبوبترین‌های دین و اندیشه,محبوبترین‌های رسانه و ارتباطات,محبوبترین‌های علم و دانش,محبوبترین‌های تاریخ و جامعه,