اندیشه » مراجع و بزرگان دینی » تعداد بازدید: ٢٩٧٥٣٣
سید اسماعیل موسوی زنجانی
امتیاز:
شهرستان زنجان با مساحت 13210 كیلومتر مربع، بین شهرستان های خلخال، رشت، فومن و رودبار (از شمال) تكستان و قزوین (از مشرق)، همدان و بیجار (از جنوب) و میانه و هشترود (از مغرب) قرار گرفته است. این شهرستان جزو استان زنجان بوده و حدود یك سوم آن را در بر می گیرد. در غرب زنجان، منطقه ای است كوهستانی با نام «ماه نشان» كه در دامنه قسمتی از ارتفاعات زاگرس و در كنار رودخانه «قزل اوزون» واقع شده است. این رودخانه بخش یاد شده را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می كند، كه اغلب آبادی ها در بخش جنوبی واقع اند. «ماه نشان» از شرق، با روستاهای حومه زنجان و ناحیه ایجرود، از شمال با روستاهای بخش مركزی حومه زنجان و از جنوب با روستاهای شهرستان بیجار از توابع استاد كردستان و از غرب با منطقه چاریماق شهرستان میانه همسایه است و آب و هوایی كوهستانی دارد. فعالیت های این منطقه بر

صفحه 202

كشاورزی، دامپروری، استخراج معدن و صنایع دستی استوار است.(1) آبادی «پری» از توابع بخش ماه نشان زنجان است كه در 36 درجه و 52 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 25 دقیقه طول شرقی و در ارتفاع 1700 متر از سطح دریای آزاد قرار گرفته است.(2) این آبادی محل تولد، نشو و نمای آیةالله سید اسماعیل موسوی زنجانی است.
ولادت و دوران كودكی

سید عباس موسوی در آبادی «پری» با كشاورزی و دامپروری امرار معاش می نمود. توكل به خداوند و كسب و روزی حلال، از شاخصه های اخلاقی وی بود و به جهت درستی و راستی و روی آوردن به خیر و صلاح، در روستای مذكور، شهرتی مذهبی به دست آورده و سید عباس نیز به واسطه خوش خویی، تدین و تقید در میان مردم معروف بود. در چنین فضایی كه به فضیلت و پارسایی معطّر بود، در سال 1345 ق. مطابق 1307 ش. كودكی دیده به جهان گشود كه پدر نام اسماعیل را برایش برگزید.(3) چند بهار كه از دوره رشد و شكوفایی این نهال نوپا سپری شد، ابری تیره آسمان این خانواده را دچار آشفتگی ساخت؛ زیرا فرسودگی بدنی و كسالت، سید عباس را در بستر مرض افكند و او با تحمل درد و رنج فراوان دارفانی را وداع گفت.(4) این حادثه روزهای سخت و پریشانی را برای سید اسماعیل به همراه داشت؛ زیرا چراغ زندگی پدرش، كه روشنی بخش زندگی او بود به خاموشی گرایید و او در دنیایی از نگرانی و ناراحتی تنها ماند. بدین گونه این طفل، از همان ایام طراوت زندگی، با ناملایمات و مصائب، آشنایی یافت و فقدان پدری دلسوز و مهربان، او را آزرده و غمگین نمود؛ ولی حكمت الهی بر این تعلق گرفته بود كه او در سایه عواطف مادر و نوازش های برادری

صفحه 203

خوش فكر، روزگار كودكی را بگذارند. تحمل سختی ها او را مقاوم ساخت و ارمغان چنین استقامتی این بود كه از پس سپری شدن این دوره سخت، صبح صادق بردمید و خورشید سعادت طلوع نمود و زمینه هایی فراهم آمد كه سید اسماعیل، مشتاق علم و معرفت گردید و با اشتیاق وافر برای كسب معارف و مكارم تلاش كرد. سید اسماعیل موسوی درباره این برهه از زندگی خویش می گوید:

دوران كودكی را در همان روستا (پری) گذراندم. پس از ارتحال پدرم در روستایی به نام «اورجك»، تحت سرپرستی یكی از برادرانم، سكنی گزیدم؛ اما پس از مدتی به روستای خود، پری، بازگشتم و تحت سرپرستی مادرم قرار گرفتم. مادرم اهل همین روستا و پدرم در اصل از بیجار (گرّوس) بود. من در خانواده ای مذهبی، مراحل تكامل را می پیمودم. پدرم كه تا حدی، باسواد بود، كارگری می كرد و چرخ زندگی را به چرخش در می آورد ولی مادرم خانه دار بود و از فیض سواد، چندان بهره ای نداشت.(5)
تحصیلات

سید اسماعیل، در ایام كودكی در مكتب خانه های قدیمی روستای «پری» به تحصیل پرداخت و در این مركز، با قرآن و مقدمات زبان و ادبیات فارسی آشنا گردید. وی در آن دوران از كتاب هایی چون گلستان سعدی، تاریخ معجم و نظایر آن بهره برد و سرانجام برای فراگیری علوم دینی به زنجان مهاجرت نمود. او می نویسد:

در سال 1357 ق. همراه استادم، آیةالله حاج شیخ عزیزالله خسروی

صفحه 204

برای تحصیل، به زنجان عزیمت نمودم. آن روزها، هم زمان بود با اواخر سلطنت رضاخان ملعون و ایام جشن عروسی محمدرضا پهلوی با فوزیه مصری. خدا می داند كه چه فسادهایی مرتكب می شدند.(6)

وی مقدمات زبان و ادبیات عربی (صرف و نحو) را در زنجان آموخت، استاد معروف او در زنجان، حاج سید عزیزالله خسروی بود. او از عالمان نامی این دیار به شمار می رفت و اهل قلم بود. وی مدت ها در منطقه «تكاب» افشار (واقع در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی) به كار تدریس، تبلیغ و نشر حقایق دینی پرداخت. در واقع آن عالم عامل برحسب تكلیف شرعی و احساس مسؤولیت، وطن را ترك نمود و به این دیار مهاجرت كرد؛ تا به ارشاد مردم و پرورش طلاب علوم دینی اهتمام ورزد.(7) تحصیلات سید اسماعیل در زنجان، سه سال طول كشید. او در صدد بود كه در ذیقعده سال 1359 ق. برای ادامه تحصیل به قم برود؛ اما آیةالله شیخ یعقوب علی شریعتی - داماد مرحوم آیةالله شیخ فیاض - كه در زمره مراجع و از استادان بود، به دلیل عنایت و توجه خاصی كه به این طلبه نوجوان داشت، با عزیمت وی به قم موافقت نمی كرد و دوست داشت سید اسماعیل در همان زنجان به شكوفایی فكری و علمی برسد و پس از آنكه خود به قلّه علم و معرفت رسید جویبارهای اندیشه را برای مشتاقان علوم دینی و معارفت اهل بیت(ع) جاری سازد. به اصرار برخی دوستان، آیةالله شریعتی استخاره ای نمود كه این آیه قرآن در جواب آمد: (و بالحق انزلناه و بالحق نزل و ما ارسلنك الاّ مبشراً و نذیراً)(8) آیةالله شریعتی چون مشاهده كرد استخاره خوب آمده است، با عزیمت آیةالله موسوی زنجانی به قم موافقت نمود.(9)

صفحه 205
دانش اندوزی در شهر مقدس قم

سید اسماعیل موسوی زنجانی، در اوایل سال 1360 ق. برای پی گیری تحصیلات علوم دینی در سطوح عالی به شهر مقدس قم مهاجرت نمود و از محضر استادان متعددی استفاده كرد كه عبارتند از:
1 - شهید آیةالله سید اسدالله مدنی

آیةالله زنجانی می گوید:

از نعمت های الهی كه در اوایل ورود به قم نصیبم گردید، آشنایی با این شهید محراب بود، از محضر ایشان در درس، اخلاق و معنویت بهره مند می شدم و این انس و الفت تا زمان عزیمت آن فقیه شهید به نجف اشرف استمرار داشت.(10)

آیةالله زین العابدین احمدی زنجانی آورده است:

آیةالله سید اسماعیل موسوی زنجانی، پس از خواندن قسمتی از مقدمات عربی عازم قم گردید و در كثر اوقات از درس شهید مدنی استفاده می نمود و دروس حاشیه، معالم و شرح لمعه را از محضر آیةالله مدنی آموخت. آن مجتهد والامقام نیز عنایت و محبت خاصی به این شاگرد خود ابراز می داشت.(11)
2 - آیةالله موسی زنجانی

وی فرزند آقا شیخ عبدالله بن شیخ محمود بن عباس است كه پس از تحصیل مقدمات نزد پدر، در سال 1348 ق. به قم مهاجرت كرد. او كفایه و مكاسب را از محضر میرزا محمد ثابتی همدانی (متوفای 1365ق.) رسائل را نزد آیةالله سید احمد زنجانی، آقا شیخ محمدعلی قمی و آیةالله سید محمدتقی

صفحه 206

خوانساری، استفاده نمود و مدت سه سال از درس خارج اصول آیةالله حاج شیخ عبدالكریم حایری یزدی بهره مند بود. البته او بیشترین مدت تحصیل خود را در حوزه درسی آیةالله سید محمد حجّت كوه كوكمری سپری نموده است. زنجانی موفق به دریافت اجازه روایت از مرحوم حاج شیخ عباس قمی و علامه شیخ فضل الله زنجانی گردید و از آیةالله سید ابوالحسن اصفهای اجازه اجتهاد و روایت دریافت نموده است. آیةالله سید اسماعیل موسوی در قم، شرح لمعه را همراه جمعی همچون آقا شیخ رضا قروه ابهری، آقا شیخ صادق ابهری، آقا شیخ احمد رضوانی زنجانی، شیخ احمد انگورانی و عده ای دیگر، از محضر آیةالله شیخ موسی زنجانی آموخت. بیان شیرین، طرح مباحث به صورت روشن و دقیق، قدرت تتبع و پژوهش از ویژگی های علمی این استاد بود كه برای شاگردانش جاذبه ای وافر داشت كه پرهیزگاری، عبادت و مكارم اخلاقی خصال معنوی وی را مضاعف می ساخت.(12)
3 - امام خمینی(قدس سره)

امام خمینی در سن چهل و چهار سالگی در سال 1364 ق. در قم حوزه درسی تشكیل دادند كه روش ابتكاری ایشان در مباحث علمی فقه و اصول به سرعت مورد توجه طلاّب فاضل قرار گرفت و اصولاً این درس ها ازنظر محتوا در چنان سطحی بود كه برای هركسی قابل استفاده نبود. از این جهت، شركت كنندگان در حوزه درسی معظم له را معمولاً افرادی تشكیل می دادند كه چندین سال سابقه حضور در درس های خارج را داشتند.(13) آیةالله موسوی زنجانی چنین چشمه جوشان و پر فیضی را مغتنم شمرد و قسمتی از رسائل و مكاسب را از محضر امام فراگرفت.(14)

آنچه برای شاگردانی چون مرحوم زنجانی این درس ها را با حلاوت

صفحه 207

می ساخت، این بود كه امام خمینی در جلسات درسی، علاوه بر تشریح عمیق مطالب مورد بحث و كاوش های دقیق در ابعاد و زوایای نكات فقهی و اصولی، جنبه معنوی و ملكوتی خاصی داشتند. توحید و توكل در كلامشان موج می زد و مرواریدهای آرامش و گوهرهای اطمینان را در این جلسات در جان مشتاقان می نشاند.
4 - آیةالله بروجردی

آیةالله موسوی زنجانی قسمتی از دروس خارج فقه و اصول را از محضر این مرجع عالیقدر آموخت. این حوزه درسی، مدتی در مدرسه فیضیه قم، در برهه ای هم، شب ها بعد از نماز جماعت در صحن بزرگ بارگاه مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) برگزار می گردید. مسجد بالاسر حرم مطهر، مسجد عشقعلی (كه حوالی خانه آیةالله بروجردی بود) و نیز مسجد اعظم، از دیگر مركزی بود كه این فقیه فقید در آن تدریس می نمود.(15)
5 - آیةالله محقق داماد

ایشان از شاگردان برجسته آیةالله حاج شیخ عبدالكریم حایری بود كه افتخار دامادی آن مرجع بیدار، نصیب او شد و به همین دلیل به داماد معروف گردید.

آیةالله موسوی زنجانی قسمت عمده رسائل و كفایه را در محضر این شخصیت بزرگ فقهی گذرانید و نیز درس خارج را بیشتر از محضر او استفاده می نمود.(16) او همراه با آیةالله احمدی میانجی، سید مهدی روحانی و شخصیت های بزرگواری چون مطهری، بهشتی، قدوسی، مفتح، سید مصطفی خمینی، امام موسی صدر، سید موسی شبیری زنجانی، جوادی آملی، ناصر

صفحه 208

مكارم شیرازی و آیةالله مشكینی جزء خواص آیةالله محقق داماد بودند، و در درس آیةالله بروجردی نیز شركت می نمودند.(17)

این كاروان علم و معرفت، غیر از آن كه آیةالله محقق داماد را در فقه و اصول صاحب نظر می دانستند، از صراحت لهجه، خوش مجلسی، شیرین سخنی، فروتنی، احساسات لطیف و روحانی او لذّت می بردند. شخصیت های دیگری كه آیةالله موسوی از محضر آنان بهره مند بوده اند عبارتند از آیات عظام:

سید محمد حجّت كوه كمری، حاج آقا جمال مجد، عبدالحسین لنكرانی، شیخ مرتضی حائری، مجاهدی، میرزا هاشم آملی و حاج میرزا حسن بروجردی. در جلسات درسی ایشان غالباً با آیةالله احمد رضوانی زنجانی، آیةالله حاج آقا موسی شبیری زنجانی، آیةالله ابوالفضل میرمحمدی و آیةالله سید مهدی روحانی و آیةالله احمد میانجی مباحثه داشته اند. و این بزرگان غالباً از دوستان و معاشران ایشان به شمار می آمده اند. آیةالله موسوی ضمنی اشاره به این موضوع با فروتنی نوشته است:

الحمدلله همه آنها جزء استادان و مراجع هستند و اصل عالیه علم و عمل را طی كرده اند ولكن حقیر هنوز اندر خم یك كوچه باقی مانده ام.(18)
فعالیت های علمی

فعالیت های علمی آیةالله موسوی را می توان در محورهای ذیل مورد بررسی قرار داد:

1 - وی بیش از همه استادان، از محضر آیةالله محقق استفاده نمود و با حضور مداوم، مستمر و فعال، در جلسات درسی این مجتهد گرانمایه فقه و اصول او را تقریر و تمامی این تقریرات را تدوین و تنظیم نمود؛ اما متأسفانه اغلب این

صفحه 209

یادداشت های نفیس از بین رفته اند.(19)

2 - ایشان كتاب های شرح لمعه، مكاسب و مقداری از كفایةالاصول را در مدرسه فیضیه قم تدریس نموده است كه این برنامه آموزشی توسط ایشان در حوزه علمیه زنجان استمرار یافت. آیةالله زین العابدین احمدی زنجانی می گوید:

ایشان شرح لمعه تدریس می كرد اما به دلیل كسالتی كه بر ایشان عارض شد آن را تعطیل نمود.(20)

در زنجان آن عالم وارسته علاوه بر تدریس، اوضاع بیمه درمانی طلاّب و روحانیان را سامان داد و مدرسه علمیه امام صادق(ع) و نیز مدرسه علمیه خواهران را تأسیس نمود و بر امور آموزشی و تربیتی طلاب نظارت دقیق داشت. وی برای رسیدن به این منظور برنامه ریزی های اصولی را اساس كار خویش قرار داد. همچنین برای گسترش فرهنگ قرآنی و آشنا نمودن نسل جوان با زبان وحی در جهت احداث دارالقرآن تلاش و نظارت داشته اند.(21)

3 - از جمله كارهای علمی جمعی از علما، قبل از انقلاب اسلامی، كار مطالعه دسته جمعی درباره علوم قرآنی بود. اصل طرح و فهرست موضوعات را شهید آیةالله دكتر بهشتی آماده كرده بود و جلسات آن در مكتب امیرالمؤمنین(ع) تهران برگزار می گردید. اعضای این گروه عبارت بودند از آیات و حج اسلام: دكتر بهشتی، شهید مفتح، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، محمدرضا مهدوی كنی، امامی كاشانی و سید اسماعیل هاشمی. مطالعات خوبی در این زمینه انجام شد و توسط اعضا، فیش های تحقیقاتی تدوین گردید كه این هم فكری ها و پژوهش های جمعی مستمر، بركات فراوانی داشت و در جلوگیری از انحرافات فكری و اعتقادی مؤثر بود.(22) در این جلسات تحقیقات یا به عبارتی هیأت علمی

صفحه 210

مؤسسه بزرگ تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع) تهران، دانشوران اشاره شده با استفاده از منابع اصیل اسلامی؛ به خصوص قرآن، نهج البلاغه و كتاب های روایی، به تحقیقات ارزنده و عمیقی دست زدند كه با پیروزی انقلاب اسلامی، به سبب قبول مسؤولیت های حساس، تلاش مزبور ناتمام باقی ماند.(23) آیةالله موسوی زنجانی در این باره نوشته است:

زمانی كه در تهران بودم و هنوز فعالیت های سیاسی اوج نگرفته بود، در كار تحقیقی كه آیةالله بهشتی با عده ای انجام می دادند، شركت داشتم ولكن با پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی این كار تعطیل شد. امید است آقایان توجه نمایند تا آن كار تداوم پیدا كند، تا بلكه به نتایج نهایی و مهمی برسد؛ زیرا كارهای اساسی، انجام شده و نزدیك به پنجاه یا شصت هزار فیش مربوط به این طرح موجود است كه اگر دنبال نشود، همه زحمات آقایان علما از بین می رود.(24)
در عرصه های سیاسی - اجتماعی

مبارزات آیةالله زنجانی در واقع از دوران كودكی و نوجوانی آغاز می شود؛ زیرا آن ایام مصادف بود با روی كارآمدن رضاخان و مخالفت و عداوت شدید وی با روحانیان. رضاخان از پوشیدن لباس روحانیت جلوگیری می كرد، به علاوه شرایط جامعه را به گونه ای نموده بود كه مردم رغبتی به حوزه و دروس دینی نداشتند. در چنین اوضاع تیره و تاری او تصمیم می گیرد از وطن و خانواده دور شود و به زنجان برود و تحصیلات علوم دینی را پی گیرد. آیةالله عزیزالله خسروی می گوید: در حوزه زنجان هر روز اوضاع وخیم تر می شد. به هركس می رسیدند عمامه اش را بر می داشتند. من نزدیك یك ماه از مدرسه سید فتح الله بیرون

صفحه 211

نیامدم و از نان خشك هایی كه در انبار مدرسه بود استفاده می كردم. همه حجره ها خالی شد و خیلی ها چون اوضاع را مساعد نمی دیدند، از لباس طلبگی بیرون می آمدند و به شغل دیگری می پرداختند.

در مدرسه، فقط من مانده بودم و خادم آن. پس از آنكه اوضاع مقداری آرام شد، به روستای پری (وطن او و آیةالله موسوی زنجانی) بازگشتم و عده ای را به فراگیری علوم اسلامی تشویق نمودم. چند نفر از جوانان مستعد آن منطقه، از جمله حاج میرآقا (سید اسماعیل زنجانی) كه از خانواده اصیلی بود همراه من به زنجان آمدند. خیلی ها به شدت مخالف بودند و می گفتند در شرایط كنونی كه روحانیان از لباس طلبگی خارج می شوند، چرا این جوان ها به حوزه می روند. در حالی كه همه ناراحت بودند، آنان به زنجان آمدند و رفته رفته حیات علمی به مدرسه زنجان بازگشت.(25) و این حركت یك نوع مبارزه سیاسی با نقشه شوم رضاخان به حساب می آمد.
با فدائیان اسلام و نهضت آیةالله كاشانی

فدائیان اسلام و در رأس آنان سید مجتبی نواب صفوی از فریادگران عصر بیداد، در روزگار ظلمه بودند كه فریاد سرخ خویش را برای حكمیت حق و قرآن در جامعه طنین افكندند. در آن زمان آیةالله موسوی زنجانی كه در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل و فعالیت های فرهنگی بود، وقتی از مبارزات نواب صفوی و یارانش با خبر شد، با تشویق شهید آیةالله مدنی همكاری خویش را با آن اسوه های فدكاری و مقاومت آغاز نمود. خودش می گوید: در دوران فدائیان اسلام در مبارزات شركت داشتم.(26)

ایشان در قیام آیةالله كاشانی بر علیه استعمار انگلستان و رژیم پهلوی

صفحه 212

فعالیت داشت و تصمیم گرفت همراه با آن فقید مجاهد، بدون هیچ گونه احساس خستگی، به مخالفت خود با تجاوز، تهاجم و استبداد ادامه دهد. وی از اینكه با نقشه های شوم دشمنان، كشور ایران در چنگال دیكتاتوری قرار گرفته بود، رنج می برد و می كوشید خروش خویش را در ركاب آیةالله كاشانی بر علیه این اختناق بروز دهد.(27)

زمانی كه افراد حزب توده، تبلیغات وسیعی در سطح كشور ایران راه انداختند، وی در جلساتی كه عده ای از دوستان فاضلش، از جمله آیةالله سید مهدی روحانی تشكیل می داد، حضور می یافت، تا در مقابل تبلیغات مسموم و جنجال های مادی گرایان و طرح مسایل اعتقادی و به بحث گذاشتن اندیشه های دینی به روشن نمودن اذهان عمومی كمك كرده و این حركت باتلاقی را با چشمه های جوشان معرفت قرآنی و روایی حنثی نمایند. در این جلسات شهید مطهری، شهید مفتح، امام موسی صدر و برخی دیگر حضور می یافتند و پس از شهید مطالب مورد نیاز، آنها را در اختیار نویسندگان، مجلات و جرایدی كه علاقمند به نشر آنها بودند، می گذاشتند. اگرچه آیةالله موسوی زنجانی، از مطالب طرح شده در این جلسات، نوشتاری به صورت كتاب تنظیم ننمود؛ ولی به طور قطع در این جلسات اقدامات وسیعی در مقابل منطق عوام فریبانه گروه های چپ و توده ای ها انجام شد كه او هم در آن شریك بود.(28)
در كنار امام

طرح لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در هیأت دولت رژیم پهلوی و تصویب آن در 16 مهر 1341، نمایش ضد دیانت رژیم پهلوی بود كه به موجب آن، واژه اسلام از شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان حذف گردید و نیز

صفحه 213

انتخاب شوندگان از این پس به جای قرآن می توانستند مراسم تحلیف را به هر كتاب آسمانی دیگری هم به جا آورند. عالمان طراز اوّل قم در مقابل این توطئه به مقابله برخاستند و در رأس آنان، امام خمینی با تصمیمی قاطع، مبارزه ای قهرآمیز را در این راستا آغاز نمود.(29) آیةالله موسوی زنجانی، در این مبارزه كه به رهبری امام شكل گرفت، به اندازه وسع و توانش و در زمینه های مختلفی، نظیر: پخش و توزیع اعلامیه های امام، حضور در جلسات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و ارتباط با امام و همگامی با دیگر مبارزان، شركتی پرتحرك داشت و در این میدان كه به پیروزی علما انجامید، به مقاومت خویش ادامه داد.(30) او در این باره می نویسد: از وقتی كه نهضت امام خمینی درباره انجمن های ایالتی و ولایتی شروع شد، به قدر توانایی و استعداد فعالیت داشتم تا جریان 15 خرداد 1342 پیش آمد و امام بزرگوار از سوی رژیم پهلوی بازداشت شد. در این مدت هم آرام نبودم تا ایشان آزاد شدند. در آن فرصت مفید، ما هم به بركت حضور رهبر، فعالیتمان بیشتر شد، تا اینكه امام عزیز تبعید گردید كه در این مدت نیز به قدر استعداد فعالیت داشتم.(31) وی در جای دیگر خاطر نشان می نماید: به روش های گوناگون، در مبارزات حضور می یافتم. در جریان پانزدهم خرداد تا آزادی امام در ایّام محرم و ماه مبارك رمضان در موطن و مولد خویش (آبادی پری) به تبلیغ پرداختم، به گونه ای كه از سوی دستگاه جبّار ساوك در زنجان و گاهی در تبریز، فعالیت هایم زیر نظر قرار گرفت. از زمان قیام 15 خرداد 1342 به بعد، به طور مستمر سفرهای تبلیغی داشته و مورد تهدید دستگاه ستم قرار گرفتم. در این مراحل، بازداشت، زندان و تبعید نداشتم، لكن به دلیل زیر نظر بودن از سوی عوامل ساوك شب ها در منزل نمی ماندم.(32)
مهاجرت به تهران

صفحه 214

آیةالله سید صدرالدین صدر، پدر امام موسی صدر كه از مراجع و مدرسان مشهور حوزه علمیه قم بود در سال 1352 ش. به آیةالله موسوی زنجانی پیشنهاد نمود به تهران برود و در آنجا فعالیت های فرهنگی - اجتماعی خود را ادامه دهد. ایشان هم پذیرفت و در همین سال به آنجا رفت و در یكی از مساجد آن دیار، فعالیت های سیاسی خویش را گسترش داد. این مبارزات به قدری برای ساوك مهم تلقی می گردید كه نه تنها آیةالله موسوی؛ بلكه فرزند ایشان نیز تحت تعقیب قرار گرفت. سید محمدمهدی موسوی (فرزندش) در مبارزات مسلحانه بر علیه رژیم دستگیر و در زندان پس از شكنجه های سخت، در سال 1355 ش. به شهادت رسید. در این سال، فرزند دیگرشان توسط ساوك دستگیر شده و به مدت هفت روز منزل آیةالله موسوی تحت كنترل كامل نیروهای امنیتی درآمد و تمامی ورود و خروج ها ممنوع گردید.(33)

آیةالله موسوی زنجانی در این ارتباط می نویسد:

در مبارزات مردم تهران شركت داشتم. در همین زمان یكی از فرزندانم متواری شد و پس از آن تحت نظر قرار گرفتم و سرانجام ایشان به گفته تهرانی (شكنجه گر ساوك) معدوم در زندان زیر شكنجه، شهید شد. چند ماه بعد از شهادت فرزندم، سید محمود موسوی (فرزند دیگرم) دستگیر و روانه زندان شد. وی تحت شكنجه های زیادی قرار گرفت؛ تا اینكه به بركت اوج گیری انقلاب اسلامی آزاد شد. در ایام بازداشت فرزندم ساوكی ها به منزل ما هجوم آوردند و گروهی از آنان به مدت شش روز در خانه ما اتراق كردند. طی این مدت كسی حق رفت و آمد به منزل را نداشت. خانواده ام به دلیل فشار وارده، ناراحتی قلبی پیدا كرد؛ ولی جوّ به گونه ای بود كه اجازه مراجعه به دكتر را هم نداشتیم. از

صفحه 215

عنایات الهی كه پس از شهادت فرزندم سید محمدمهدی برایم مطرح شد، نامه تسلیتی بود كه حضرت آیةالله مشكینی برایم ارسال فرمودند و در آن به دستگاه جبّار حكم نیز حمله كرده بودند و من این نامه را در یكی از كتاب هایم پنهان كردم و پس از اینكه مأموران ساوك به منزلمان آمدند تمامی كتاب ها را بازرسی كردند؛ ولی موفق نشدند نامه ایشان را بیابند.(34)

او در جای دیگر می افزاید:

بعد از شهادت فرزندم نوعاً منبر، مسجد و محل سكونتم، تحت كنترل ساوك بود و چندین بار هم به سازمان امنیت احضار شدم. چند روز نیز در ساوك شهرستان دزفول بازداشت بودم؛ تا اینكه به اتفاق برخی دوستان و یاران موفق شدم به عتبات عالیات بروم و پس از زیارت امامان معصوم(ع) در نجف با امام خمینی ملاقات نمودم.(35)

جمعی از روحانیان تهران، طی اعلامیه ای به دلیل اعتراض به كشتار جمعه خونین میدان شهدا (ژاله سابق) و در آستانه فرا رسیدن سالروز شهادت آیةالله سید مصطفی خمینی و... در روز دوشنبه 24 مهر 1357 مطابق به 13 ذیقعهده 1399 ق. را تعطیل عمومی اعلام نمودند. آیةالله سید اسماعیل موسوی زنجانی در تنظیم، تأیید و امضای این اعلامیه نقش مهمی را عهده دار بود.(36)

ایشان در صدور اعلامیه تاریخی روحانیان تهران و دعوت به راهپیمایی در روزهای تاسوعا و عاشورای سال 1399 ق. - (1357 ش.) همت گماشت. با دعوت جامعه روحانیت تهران و پاسخ مثبتی كه اقشار گوناگون به آن دادند، راهپیمایی بزرگ تاریخ، با حضور متجاوز از سه میلیون نفر، در روزهای تاسوعا و عاشورا در تهران انجام گرفت كه پشت رژیم پهلوی را شكست و دولت نظامی را به

صفحه 216

زانو درآورد و دنیا را در بهت و حیرت قرار داد.(37) آیةالله موسوی زنجانی در خصوص این تلاش ها می نویسد:

با روحانیت مبارز تهران در دوران انقلاب فعالیت داشتم. در تشكیل جلسات، راهپیمایی ها، حضور در مراسم و ... و از كارهایی كه مربوط به دوران انقلاب بوده كوتاهی نداشتم، با كمال جدّیت فعالیت می كردم.(38) از دیگر فعالیت هایم این بود كه در آن ایام، مدت ها امام جماعت یكی از مساجد انقلابی بودم و در اجتماع جوانان پرخروش حضور پیدا می كردم.(39)
اقدامات و مسؤولیت ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آیةالله موسوی زنجانی مدتی در دادگاه انقلاب، زیر نظر آیةالله محمدی گیلانی به پرونده ها رسیدگی می نمود. مدتی نیز در زندان قصر، اوین و شهرك مهدیه تهران تلاش حقوقی و قضایی او استمرار داشت و پس از آن در دادگاه مدنی خاص (شعبه تجدید نظر) مشغول انجام وظایف گردید.

در تیر ماه 1361 (شعبان 1402 ق.) از سوی حضرت امام خمینی به سِمَت امام جمعه زنجان منصوب گردید.(40) و یك سال بعد هم، حكم نمایندگی این فقیه پارسا از سوی آن روح قدسی صادر شد. در این حكم آمده است:

«جناب حجةالاسلام آقای حاج سید میرآقا زنجانی دامت افاضاته. بدین وسیله جنابعالی را به سمت نمایندگی خود در استان زنجان منصوب می نمایم كه ان شاءالله تعالی در رفع نیازمندی های مذهبی و مشكلات اهالی آن منطقه اقدام نموده و در اموری كه نیاز به اذن ولی

صفحه 217

فقیه دارد جنابعالی از طرف این جانب مجاز در تصدی و تصرف می باشید. امید است اهالی محترم و ارگان ها و نهادهای انقلابی در هم آهنگی و همكاری با جنابعالی دریغ نورزند. والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته، به تاریخ شانزدهم شوال المكرم 1403 / پنجم مرداد 1362 ش. روح الله الموسوی الخمینی»(41)

وی در انتخابات مجلس خبرگان قانون گذاری و خبرگان رهبری دوره اوّل، دوم و سوم، از سوی مردم شریف استان زنجان انتخاب گردید و در برخی كمیسیون های این نهاد عضویت داشت. او می گوید:

در واقعه جانگداز رحلت امام، مجلس خبرگان وظیفه خود را به خوبی انجام داد و به كوری چشم دشمنان خارجی و داخلی در همان روز حضرت آیةالله العظمی سید علی خامنه ای را به رهبری بر گزید و مصداق آیه كریمه (الیوم یئس الذین كفروا من دینكم) (42) به تحقق نشست. در مدت حضور ایشان در استان زنجان، با نظارت و پیگیری او فعالیت ها و اقداماتی در جهت بهبود مسایل و مشكلات موجود در سطح این منطقه به انجام رسید كه ا زجمله آنها بازسازی و عمران مدرسه علمیه زنجان، تأسیس ستاد جهیزیه، احداث صندوق قرض الحسنه جواد الائمه و بهبود بخشیدن به وضع رفاهی، معیشتی و آموزشی طلاب است.(43)
جویبار ایثار

صفحه 218

آیةالله سید اسماعیل زنجانی بر این باور بود كه در قاموس لغت و در جهان، واژه ای با ارزش تر از شهادت نیست و به همین تناسب، در تاریخ حیات انسان ها، فردی والاتر و بالاتر از شهید یافت نمی شود. شهید با ایثار جان خود كه با معرفت و اخلاص آمیخته شده تداوم فروغ هدایت و عشق به حق را ضمانت می نماید. او به این مسائل سخت در عرصه اندیشه و عمل ملتزم بود و در دوران مبارزه بر علیه رژیم ستم شاهی فرزند ارشدش، سید محمدمهدی موسوی متولد 1333 ش. در سال 1355 ش. به شهادت رسید و بدین گونه او كه دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بود، برای بارور شدن درخت پك انقلاب اسلامی، خون خویش را تقدیم نمود. سید محمد مهدی زیر شكنجه های دژخیمان، به فیض شهادت نائل آمد و پدر خبر شهادتش را از طریق جراید دریافت كرد، یكی از علما در همان زمان این شعر را درباره چنین فدكاری ای با تفأّل به دیوان حافظ نقل كرده است:

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل كرد

باد غیرت به صدش حال پریشان دل كرد

در مسجدی كه ایشان نماز جماعت اقامه می نمود، با پرورش های پرمایه وی، گروهی از جوانان چنان تربیت شدند كه به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافتند و اغلب آنان شهید شدند. یكی از آنان فرزند خودش، سید صادق موسوی بود كه در عملیات پیروزمند بیت المقدس، در تاریخ دهم اردیبهشت ماه سال 1361 ش. به شهادت رسید. مهندس حاج سید محمود موسوی می گوید: با اینكه ایشان، پدر محترم دو شهید بودند هیچ وقت این مطلب را بیان نكردند. به گونه ای كه برخی تصور می نمودند، این موضوع شایعه ای بیش نیست، ولی بعد از رحلت آن بزرگوار حقیقت بر همگان روشن شد. از صبر و تحملش همین بس كه دو فرزند تقدیم انقلاب و نظام اسلامی نمود؛ ولی حتی یك بار گریه اش را ندیدم

صفحه 219

و حتی او ما را تسلّی می داد. وی سید صادق را خیلی دوست داشت و از كودكی او را نوازش می نمود؛ گویا می دانست كه پسر هفده ساله اش در راه اسلام كشته خواهد شد. وقتی در مسجد باب الحوائج سلسبیل خبر شهادت او را به وی دادند، دوستان صادق گریه و زاری می نمودند و این پدر بزرگوار به تمامی آنان تسلّی می داد. دوستی نقل می كرد از اوّل مراسم كفن، تشییع و دفن سید صادق، تا آخر، در خدمت حاج آقا بودم و اشكی در چشم او ندیدم. او می گفت: در راه خدا قربانی دادن موجب مباهات است و انسان نباید از بابت این افتخاری كه نصیبش شده است و واقعاً توفیق و لیاقت می خواهد، ناراحت و آشفته باشد.(44) او در وصیت نامه خویش می نویسد: اگر خداومد متعال توفیق شهادت نصیبم كرد (مرا) در مزار شهدا در زنجان یا قم یا تهران هر طور صلاح بدانید دفن نمایید.(45)

آیةالله موسوی زنجانی، زمان با شروع جنگ تحمیلی، در تهران سكونت داشت. با شروع دفاع مقدس سه بار در جبهه های حق علیه متجاوزان بعثی حضور یافت و پس از آن كه در زنجان سكونت گزید، سالی دو سه بار ضمن حضور در مناطق عملیاتی، با رزمندگان اسلام جلساتی تشكیل می داد كه در تقویت روحیه و غنای اعتقادی و اخلاقی آنان بسیار مؤثر بود.(46)
قدرشناسی از همسر

آیةالله موسوی با حاجیه شكوفه خانم دانش پژوهشی ازدواج نمود، این بانو در تمامی مراحل زندگی، مبارزات، مهاجرت ها و سفرهای تبلیغی یاری صدیق و وفادار برای شوهرش بود و حتی برای آنكه آیةالله موسوی به اهداف مهم خود در جهت اعتلای ارزش ها و تحكیم نظام اسلامی برسد، سلامتی خویش را از دست داد و به كسالت قلبی و عروقی مبتلا شد. آیةالله زنجانی به رغم مسؤولیت های

صفحه 220

مهم و خطیر اجتماعی و حضور در عرصه های گوناگون سیاسی، هیچ گاه زحمات توان فرسای این بانو را كه مادر دو شهید است فراموش نكرد و برایش احترام بسیاری قابل بود. وی می كوشید حتی الامكان اسباب ناراحتی و كدورت خاطر همسرش را فراهم نسازد و به فرزندان خویش تكید می نمود، احترام مادر را حفظ نموده و در تكریم وی بكوشند. در وصیت نامه ای كه تنظیم نموده است خاطرنشان می نماید: این بنده... سید اسماعیل موسوی فرزند سید عباس كه سابقاً به نام میرآقا معروف بودم و به مقام ایصاء برآمده و فرزند عزیز خود، آقای حاج سید محمود موسوی و آقا سید علی موسوی مشهور به آقاابوالحسن [راه ] وصی خود قرار دادم كه طبق وصیت نامه عمل نمایند. ماترك غیر منقول این جانب یك خانه مسكونی در تهران است كه دو دانگ آن را سابقاً به همسرم... بخشیده و مصالحه نمودم و صیغه صلح جاری و وجه المصالحه دریافت شد. الآن وصیت نامه را تجدید می نمایم. چهار دانگ باقی را هم به ایشان بخشیده ام و تهیه انتقال با سند رسمی در جریان است. اگر سند هم نتوانستیم تهیه نماییم شرعاً خانه مسكونی ام در تهران مال ایشان است و غیر از آن خانه در هیچ جا یك متر هم زمین ندارم و اثاث البیت در تهران و زنجان كه كثراً مستعمل است و همچنین كتابهایم در زنجان و تهران مال خودم است. همه اینها در مدت پنجاه شصت سال زندگی مشترك تهیه شده است. در تهیه اثاث البیت، همسرم زحمت طاقت فرسا داشته، زحمات فوق العاده متحمل شده اند به هر حال بعد از مرگ متعلق به ورثه است.(47)
عالِم وارسته و مُهذّب

روحانی بزرگوار و فقیه پرهیزگار، ابوشهیدین، آیةالله سید اسماعیل زنجانی

صفحه 221

كه از سلاله رسول الله بود. حیات پربركتش را در راه اعتلای اسلام ناب محمدی و پاسداری از حریم ولایت علوی گذرانید. او كه در مكتب سید شهیدان حضرت امام حسین(ع) پرورش یافته بود صادقانه عهد و میثاق خود را با خداوند در عرصه عمل با تقدیم دو شهید به اثبات رسانید. حضور فعال و عاشقانه اش در مسند امامت جمعه زنجان و مجلس خبرگان و سوز و گداز وافرش در دفاع از حقوق رنج دیدگان، فراموش نشدنی و خارج از وصف و تمجید است. به راستی كه او اسوه صبر و مقاومت و تقوا بود و در مصرف اموال بیت المال و استفاده از امكانات عمومی، نهایت دقت را مبذول می داشت و می كوشید در این راه از اسراف و تبذیر و خرج های نابجا و غیر ضروری اجتناب نماید و اطرافیان را نیز به چنین امر مهمی توصیه مؤكد می نمود. این دقت هایش در بخش هایی از وصیت نامه او جلب نظر می نماید:

كتابهایم كه واقعاً در تهیه آنها متحمل زحمات شده ام مشتمل كتب عربی و فارسی است . كتاب های عربی به فرزندم آقا سید علی (مشهور به آقا سید ابوالحسن) كه روحانی است وصیت می نمایم اگر بیشتر از ثلث هم شد ورثه اجازه نمایند و كتاب های فارسی را هم یا تقسیم یا هر طور صلاح بدانند و اگر خدای نكرده از كتاب ها نتوانستند استفاده كنند كما هو حقه به یكی از كتابخانه های قم یا زنجان كه مورد استفاده عموم است وقف نمایند... حساب هایی كه در بانگ هاست اگر پول داشته باشد مربوط به بیت المال است و باید به دفتر مقام معظم رهبری تقدیم شده، چون از سایر مراجع كه اجازه داشتم نصف هرچه رسیده به محضر آنها ارسال كرده ام و اموالی كه در دفتر است مربوط به نهاد امام جمعه است، صورت حساب دارد و برادر عزیزم آقای سید مهدی اسماعیلی در جریان است و ماشین ها همه مربوط به دولت جمهوری اسلامی است و فقط یك

صفحه 222

پیكان مال دفتر است و سند یك پیكان به نام بنده است. به عنوان مسؤول دفتر استان كه بودم حواله را شورا داد ولكن پولش را خودم با اقساط پرداخت نمودم. شماره حساب هایی كه در بانگ ها دارم مختلف است. یك امضایی و دو امضایی. یك امضایی ها مربوط به خودم است كه از بیت المال است كما اینكه قبلاً اشاره كردم و دو امضایی ها هم مربوط به مدرسه (علمیه) یا نهاد (نهاد نمایندگی ولی فقیه) است كه اصلاً به پول بنده ربطی ندارد.

وی در حاشیه وصیت نامه، نوشته است: به عنوان تذكر بازهم اگر در كمد یا لای كتاب ها و همچنین در صندوقی كه آقا مهدی می دانند كه جعبه كوچكی است، پولی باشد مربوط به بیت المال است؛ یعنی سهمین روی كاغذ هم نوشته ام. پول شخصی ندارم و اگر مربوط به فقرا و جای دیگر باشد به مصرف اهلش برسانند.

حاج سید محمد موسوی فرزند آیةالله موسوی كه در كسوت روحانیت مشغول تحصیل علوم حوزوی است می گوید: پدرم در خانواده بسیار برابری را رعایت می كرد. بین فرزندان و فامیل هیچ فرقی قائل نمی شد. هیچ كس در خانواده احساس كوچكترین تبعیضی حتی در محبت از سوی حاج آقا نداشت. فوق العاده شخصیت منظمی بود و عموماً هر روز صبح ساعت هشت در دفتر، كار خود را شروع می كرد. حوالی ساعت ده صبح برای نیم ساعت به منزل باز می گشت و باز تا بعد از نماز ظهر و عصر در دفتر مشغول كار بود. بعد از نماز یك ساعت استراحت می كرد و از ساعت چهار بعد از ظهر تا یك ساعت بعد از نماز مغرب و عشا مشغول كار بود. به این برنامه، حضور در جلسات ویژه و سخنرانی اضافه می شد. شركت در جلسات مجلس خبرگان و یا همایش های گوناگون در برخی شهرها، كار مضاعف دیگری بود كه همه این ها را حاج آقا با نظم خاصی به

صفحه 223

رغم كهولت سن انجام می داد. سنگ صبور همه فامیل بود.(48)

توجه به خانواده و خویشاوندان را می توان در وصیت نامه ایشان ملاحظه نمود: «فرزندان و منسوبین نسبی و سببی را توصیه به تقوای الهی می نمایم. اگر در تربیت فرزندان كوتاهی كرده باشم مرا حلال نمایند و همیشه به یاد خدا باشند و همدیگر را فراموش نكنند. صله ارحام را به جای آورند. مادرشان را تنها نگذارند و در حق خواهران كوتاهی نكنند. برای تمامی منسوبین و دوستان از خداوند متعال عاقبت به خیری و سعادت دنیا و آخرت مسئلت دارم...»
عصاره ای از آخرین خطبه نماز جمعه

امام جمعه فقید زنجان در خطبه اوّل در تاریخ 22 / 9 / 1381 ش. نمازگزاران را به رعایت تقوای الهی توصیه و سفارش نمود و در ادامه بحث حقوق از دیدگاه امام سجاد(ع) به حق زبان پرداخت و گفت: آفت های این عضو از آفت دیگر اعضا زیادتر است؛ زیرا با یك خطای زبان آشوب های فراوانی برپا شده و خون ها ریخته می شود. غیبت كه در اسلام نهی شده توسط زبان صادر می شود. حضرت رسول كرم(ص) غیبت را بدتر از زنا دانسته اند. از آفات دیگر این عضو دروغ گویی است كه می تواند منشأ هرگونه اختلافی باشد و متأسفانه در جامعه مشاهده می گردد.

در خطبه دوم، خطیب جمعه زنجان حُضّار را به رعایت تقوا و پرهیزگاری توصیه كرد و با اشاره به مناسبت ها خاطر نشان ساخت. اخیراً عده ای قلم به دستان مزدور با قلم فرسایی های دروغین قصد دلسرد كردن جوانان از دین و اهل بیت(ع) را دارند كه باید هوشیار باشیم هرچند كاری نمی توانند بكنند؛ زیرا محبت اهل بیت(ع) را خداوند در دل شیعیان قرار داده كه هیچ كس نمی تواند این علاقه را از بین ببرد. وی با اشاره به برخی تشنج آفرینی ها و اغتشاشات

صفحه 224

توسط عده ای جاهل و مزدور اجانب گفت: با این كارها آسیبی به انقلاب و نظام اسلامی نخواهد رسید و مردم قدردان انقلابی هستند كه از نعمت های بزرگ الهی است.

او در سوم شعبان سال 1423 ش. به مناسبت روز پاسدار گفت: هرگاه جنگی در ایران اتفاق افتاده قسمتی از خك ما به بیگانگان داده شده؛ ولی در جنگ هفت ساله تحمیلی علی رغم حمایت های جهانی از عراق، یك وجب از كشور ما به بیگانگان داده نشده است.(49)
به سوی سرای جاوید

آیةالله سید اسماعیل موسوی در هفته آخر آذرماه سال 1381 ش. به مشهد مقدس عزیمت نمود، تا بارگاه مطهر حضرت ثامن الحجج(ع) را زیارت كند. آن فقیه بزرگوار در صبح روز چهار شنبه 27 آذر ماه 1381 ش. در صحن قدسی و ملكوتی حضرت امام رضا(ع) و در جوار مضجع شریف جدّ مباركش، دچار ایست قلبی گردید و روح پكش به ملكوت پیوست. او در هنگام رحلت به سرای جاوید هفتاد و چهار سال داشت. پس از انتقال پیكرش به زنجان، مردم عزادار در صحن امامزاده سید ابراهیم زنجان كه محل برگزاری نماز جمعه بود، با بدن مطهر معظم له وداع نمودند. با انتشار خبر رحلت آیةالله موسوی زنجانی موجی از غم و اندوه بر استان زنجان حكم گردید و مردم فهیم این سامان با حضوری گسترده در بیت آن مرحوم و امامزاده مورد اشاره به عزاداری پرداختند. پیكر آن مرحوم پس از مراسم نماز جمعه در تاریخ 81/9/30 در زنجان تشییع و بدرقه و سپس به شهر مقدس قم انتقال یافت، تا در جوار مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) دفن گردد. در قم نیز با حضور علما، سایر اقشار مردم و زائرین، جنازه ایشان به

صفحه 225

صورت باشكوهی تشییع گردید و به خك سپرده شد.(50)

در پی رحلت آیةالله موسوی زنجانی، نماینده ولی فقیه و امام جمعه زنجان، استاندار زنجان در این منطقه سه روز عزای عمومی اعلام نمود و روز پنج شنبه را در شهر زنجان تعطیل اعلام كرد. وی این ضایعه را به محضر مقام معظم رهبری، مراجع تقلید، علماء روحانیت محترم، بیت معظم له، مدیران داستگاه های اجرایی و مردم عالم پرور استان زنجان تسلیت گفت.(51)

پیام تسلیت مقام معظم رهبری

به مناسبت رحلت امام جمعه زنجان، مقام معظم رهبری حضرت آیةالله العظمی خامنه ای پیام تسلیتی صادر فرمودند كه متن آن بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم، درگذشت فقیه پرهیزكار و پارسا مرحوم آیةالله آقای حاج سید اسماعیل موسوی زنجانی امام جمعه محترم زنجان موجب تأسف و تأثر این جانب گردید. این عالم وارسته و بزرگوار از جمله چهره های برجسته روحانی و از خدمتگزاران حقیقی اسلام و انقلاب و نظام اسلامی بودند. فرزند عزیز ایشان از جمله شهدای سرافراز و خود ایشان در سلك مؤمنان صادق و صبوری بودند كه وعده صلوات و رحمت الهی به آنان در قرآن كریم داده شده است.

سال ها تحقیق و مطالعه در علوم اسلامی در حوزه علمیه قم و شركت در مبارزات جامعه مدرسین و سپس سال ها اشتغال در مسند امامت جمعه زنجان و حضور مؤثر در فعالیت های انقلابی و اسلامی و خدمت به مردم، سابقه افتخارآمیز این مرد الهی است. این جانب فقدان این چهره مردمی و محبوب و این عالم ربانی را به حوزه علمیه قم به خصوص

صفحه 226

علمای اعلام و دوستداران و علاقه مندان ایشان و نیز به مردم مؤمن و انقلابی زنجان و بالاخص به خانواده مكرّم و فرزندان معزّز ایشان تسلیت می گویم و رحمت واسعه الهی را برای ایشان مسئلت می كنم. سید علی خامنه ای، 29/ 9 / 1381 ش.(52)

به مناسبت درگذشت سید اسماعیل موسوی زنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حجةالاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی (مهدی كرّوبی)، سید محمد خاتمی ریاست محترم جمهوری و نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (محمد علی موحدی كرمانی) نیز پیام تسلیتی صادر نمودند.
پی نوشت ها:

1 - جغرافیای كامل ایران، گروهی از نویسندگان، ج 1، ص 724 و 725 .

2 - فرهنگ آبادی ها و مكان های مذهبی كشور، دكتر محمدحسین پاپلی یزدی، ص 136 .

3 - خبرگان ملت، دفتر اول، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، ص 485 .

4 - زندگی نامه خود نوشت آیةالله سید اسماعیل موسوی، روزنامه جمهوری اسلامی، ش 6831، ص 14 .

5 - خبرگان ملت، دفتر اول، ص 487 .

6 - همان .

7 - تكاب افشار، علی محمدی، ص 293؛ علما نامدار زنجان، آیةالله زین العابدین، احمد زنجانی، ص 115؛ مجله وقف میراث جاویدان، سال سوم، ش اول، بهار 1374، ص 146 .

8 - اسراء / 105 .

9 - خبرگان ملت، دفتر اول، ص 488 .

10 - روزنامه جمهوری اسلامی، 28 / 9 / 1381، ش 6807 .

11 - علماء نامدار زنجان، ص 115 .

12 - تاریخ زنجان، حاج سید ابراهیم زنجانی موسوی، ص 43 .

13 - فرازهای فروزان، از نگارنده، ص 171 .

14 - علماء نامدار زنجان، ص 115 .

15 - زندگی زعیم بزرگ عالم تشیع آیةالله بروجردی، علی دوانی، ص 153 .

16 - خبرگان ملت، دفتر اول، ص 488 .

17 - عالم ربانی (یاد نامه آیةالله حاج سید مهدی روحانی)، ص 160 - 161 .

18 - اسوه پارسایان، (شرح حال آیةالله علی احمدی میانجی)، ص 31 و 32 .

19 - روزنامه جمهوری اسلامی 7 ش 6807؛ خبرگان ملت، دفتر اول، ص 489 .

20 - خبرگان ملت، دفتر اول، ص 489 .

21 - علما نامدار زنجان، ص 116 .

22 - خبرگان ملت، ص 492 .

23 - مجله حوزه، ش 73 - 74، ص 39 .

24 - شهید مفتح تكبیر وحدت، از نگارنده، ص 73 و 74؛ علماء نامدار زنجان، ص 116 .

25 - روزنامه جمهوری اسلامی، ش 6807، ص 3 .

26 - مصاحبه با مرحوم آیةالله خسروی، مجله وقف میراث جاویدان، سال سوم، ش اول، بهار 1374، ص 146 .

27 - خبرگان ملت، ص 489 .

28 - روزنامه جمهوری اسلامی، ش 6807 .

29 - گفت و گو با آیةالله سید مهدی روحانی، مجله نور علم، ش 29 .

30 - فرازهای فروزان، ص 401 .

31 - علماء نامدار زنجان، ص 115 .

32 - روزنامه جمهوری اسلامی، 6807، 28/9/1381 .

33 - خبرگان ملت، ص 490 .

34 - علماء نامدار زنجان، ص 116 .

35 - خبرگان ملت، ص 491 .

36 - روزنامه جمهوری اسلامی، ش 6807 .

37 - نهضت روحانیون ایران، چ 8، ص 384 .

38 - همان، ج 9، ص 42 - 44 .

39 - روزنامه جمهوری اسلامی، ش 6807 .

40 - خبرگان ملت، ص 491 .

41 - صحیفه امام، ج 16، ص 334 .

42 - همان، ج 18، ص 24؛ ویژه نامه پرواز از حرم، روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زنجان، ص 11 .

43 - مائده / 3 .

44 - خبرگان ملت، ص 492 .

45 - ویژه نامه پرواز از حرم، ص 10 .

46 - روزنامه جمهوری اسلامی، 28 دی 1381، ص 14 .

47 - خبرگان ملت، ص 491 .

48 - از وصیت نامه آیةالله سید اسماعیل موسوی زنجانی كه در تاریخ دوم فروردین 1381 ش شهید شده است .

49 - ویژه نامه پرواز از حرم، ص 10 .

50 - ویژه نامه پرواز از حرم .

51 - زیرا خودش در وصیت نامه خویش تكید نموده بود بدنش را پس از رحلت در صحن مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) كه به حرم مطهر نزدیك تر است و اگر ممكن نشد در قبرستان عمومی قم خصوص در مزار شهیدان قم دفن كنند .

52 - روزنامه جمهوری اسلامی، 28 آبان 1381، ش 6807 .

53 - متن این پیام در تمامی جراید روز چهارشنبه 28 / 9 / 1381 ش آمده است .


توجه: از آنجا که درج مطالب در سایت "محبوبترین‌ها" برای همه کاربران آزاد می باشد، از همه کاربران محترم تقامندیم؛ در صورت مشاهده مطلبی خلاف واقع، غیرقانونی و یا منافی فرهنگ و اخلاق ایرانی و اسلامی در هر یک از پروفایل‌ها، از طریق بخش "تماس با ما" سایت مدیریت سایت را در جریان بگذارید.
 روابط عمومی سایت محبوبترین‌ها
Share




صفحه اصلی | ارتباط با ما | درباره ما | خبرنامه | جستجو | نقشه سایت | RSS
محبوبترین‌های سیاسی | محبوبترین‌های ورزشی | محبوبترین‌های هنری | محبوبترین‌های اقتصادی | محبوبترین‌های دانش | محبوبترین‌های اندیشه | محبوبترین‌های فرهنگ و ادب | محبوبترین‌های ارتباطات | محبوبترین‌های تاریخ و جامعه | محبوبترین‌های بهداشت

سید اسماعیل موسوی زنجانی

محبوبترین‌ها,مشاهیر ایران,بیوگرافی نخبگان,جدیدترین اخبار,محبوبترین‌چهره‌ها,محبوبترین‌های سیاسی,محبوبترین‌های ورزشی,محبوبترین‌های هنری,محبوبترین‌های اقتصادی,محبوبترین‌های پزشکی,محبوبترین‌های فرهنگی,محبوبترین‌های دین و اندیشه,محبوبترین‌های رسانه و ارتباطات,محبوبترین‌های علم و دانش,محبوبترین‌های تاریخ و جامعه,