موسیقی » تعداد بازدید: ٣٠٨١١٦
ابوالحسن صبا
امتیاز:
ملیت : ایرانی - قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(1336 -1281 ش)، موسیقیدان و نوازنده. در تهران به دنیا آمد. وى از اعقاب فتحعلى‏خان صباى كاشانى، شاعر اواخر عهد زندیه، بود. پدرش، كمال السلطنه، طبیبى هنرمند و هنردوست بود كه سه‏تار مى‏نواخت و منزل آنها محفل ارباب ذوق و وسیقى محسوب مى‏شد. صبا تحصیلات مقدماتى را در مدرسه‏ى علمیه و متوسطه را در مدرسه آمریكایى طى كرد و چندى نزد میرزا عبدالله به نواختن سه‏تار پرداخت و سپس فراگرفتن موسیقى را نزد درویش خان ادامه داد. نزد حسین خان‏اسماعیل‏زاده، كمانچه را فراگرفت و نزد هنگ‏آفرین به فراگرفتن ویولن پرداخت، سنتور را نیز نزد على اكبر شاهى و ضرب را از حاجى‏خان عین‏الدوله آموخت. در 1302 ش كه مدرسه‏ى عالى موسیقى توسط علینقى وزیرى تأسیس گشت، به آنجا رفت و نزد استاد وزیرى به فراگرفتن ویولن پرداخت و در اثر تعلیمات استادانه‏ى وزیرى سولیست اركستر گردید. بجز آن، صبا در نقاشى، منبت‏كارى، حسن خط و ادبیان نیز دست داشت. در 1308 ش، از طرف وزیر به مدیریت مدرسه‏ى صنایع ظریفه‏ى رشت منصوب شد و تعداد زیادى از آهنگهاى محلى را جمع‏آورى كرد. او سالها در اركستر مدرسه موسیقى ملى، اركستر نوین رادیو، اركستر شماره یك و گلهاى رادیو نوازندگى كرد و مدتها رهبر اركستر شماره یك اداره‏ى كل هنرهاى زیبا بود. صبا صاحب روش خاصى در نواختن ویولون بود و مكتب ویژه‏اى براى این ساز بنیاد نهاد و شاگردان زیادى تربیت كرد كه از مهمترین آنها: على تجویدى، مهدى خالدى، حبیب الله بدیعى، حسین یاحقى، پرویز یاحقى و روح‏الله خالقى مى‏باشد. استاد صبا داراى آثار فراوانى است از جمله: «سه دستور ویولن»؛ «سه دستور سنتور»؛ «سه دستور تار»؛ « قطعات ضربى» و نیز نوارهایى در دستگاه مختلف و از مهمترین آنهاست: «زنگ شتر»؛ «كاروان»؛ «زرد ملیجه»؛ «به زندان»؛ «در قفس»؛ «كوهستانى» ؛ «رقص چوبى قاسم‏آباد»؛ «به یاد گذشته» و چهار مضرابهاى مختلف.[1]
(بخش 1) ابوالحسن ابن ابوالقاسم (خان) كمال‏السلنطه ابن صدر الحكماء، نواده ملك‏الشعراء محمودخان صبا، موسیقى‏دان معروف معاصر (ف. 1336 ه.ش./ 1377 ه.ق./ 1957 م.) پدرش كمال‏السلطنه با موسیقى ایرانى و اروپایى آشنایى كامل داشت و ابوالحسن را به وسیله استادان ایرانى با آلات مختلف و نغمات موسیقى ملى آشنا ساخت و سپس وى را براى آموختن ویولن نزد استادان اروپایى كه در جنگ بین‏المللى اول از روسیه به ایران آمده بودند، به تحصیل گماشت. وى در این راه پیشرفت كامل نمود و روش خاصى جهت نواختن نغمات دلنشین ایرانى با ویولن ابداع كرد. پس از تأسیس مدرسه عالى موسیقى توسط آقاى علینقى وزیرى، ابوالحسن در آن مدرسه به تكمیل معلومات موسیقى پرداخت و پس از مدتى اندك مأمور آموختن ردیف موسیقى ایرانى به وسیله ویولن به شاگردان مدرسه مزبور گردید و در مواقعى كه اركستر مدرسه تشكیل مى‏شد سلوزن اركستر بود. چندى بعد به سمت معلم موسیقى در رشت به كار پرداخت و در مدت اقامت سه ساله خود در آنجا با آهنگهاى محلى گیلان آشنا شد و در این مدت گروهى از جوانان هنردوست را تربیت كرد و سپس به تهران مراجعت نمود و كلاس مخصوص «ویولن صبا» را افتتاح كرد و بعدها به استادى ویولن و سنتور در هنرستان موسیقى ملى و ریاست اركستر هنرهاى زیبا منصوب شد و عده بسیار از هنرمندان معاصر پروده اویند. از آثار اوست: سه دستور ویولن، سه دستور سنتور، دستور سه‏تار.
ابوالحسن صبا به سال 1281 در تهران متولد شد. ابتدا در كودكى نزد پدرش كمال‏السلطنه با تعلیم سه‏تار آشنایى پیدا كرد و سپس ضرب را نزد یكى از بستگانش شروع كرد و چندى بعد نزد حاجى‏خان نوازنده‏ى مشهور ضرب آن زمان تكمیل نمود.
صبا اصول نواختن سه تار را از آقا میرزا عبداللَّه و غلامحسین خان درویش آموخت و پیش از آشنایى با ویولن، نزد حسین‏خان اسماعیل‏زاده به فراگرفتن كمانچه همت گماشت و ویولن را نزد حسین‏خان هنگ‏آفرین و در سال 1302 به كلاس درس كلنل وزیرى، در مدرسه‏ى عالى موسیقى رفت.
صبا علاوه بر این سازها با نواختن سنتور نیز آشنایى كامل داشت به طورى كه بعدها با همكارى حبیب سماعى، جان تازه‏اى به این ساز ایرانى دادند. صبا تا آن زمان كه در قید حیات بود، همیشه با فروتنى ترجیح مى‏داد او را فقط یك نوازنده بشناسند، اما او هنرش در نوازندگى تنها خلاصه نمى‏شد زیرا علاوه بر نوازندگى سازهایى چون: ویولن، كمانچه، سه‏تار، قانون، تار، سنتور، پیانو، فلوت، نى، ضرب و دف، نقاشى، ادبیات نجوم و پرورش گل و صنایع ظریفه آشنایى تام داشت.
روح‏اللَّه خالقى معتقد بود كه صبا در كار موسیقى استعداد ذاتى دارد و به همین منظور هم كمتر موسیقیدان ایرانى است. كه مثل او با بسیارى از سازها آشنایى داشته باشد و بتواند مانند او آنها را بنوازد به طورى كه یك نفر موسیقیدان ایتالیایى كه در زمان حیات صبا با او ملاقات كرده است درباره‏اش مى‏گوید: «این مرد به تنهایى یك اركستر كامل است».
صبا مردى بود پاك‏نهاد، خوش برخورد و دور از تكبر و در اوان جوانى در قورخانه كار مى‏كرد و با توجه به حقوق قابل ملاحظه‏اى كه به او مى‏دادند ولى او موسیقى را بیشتر راغب بود و كارهاى فنى را كه در قورخانه نظیر: نجارى، ریخته‏گرى، سوهان‏كارى و غیره آموخته بود بعدها در ساختن آلات و ادوات و اسباب موسیقى به كار گرفت و به خصوص بیشتر مواقع در كارگاه نجارى كه متعلق به دوستش در كوچه ظهیرالاسلام نزدیك منزلش بود مى‏رفت و در آنجا به تعمیر یا درست كردن آن ادوات مى‏پرداخت.
زندگى صبا آن رفاهى را كه باعث فراغ بالش در پرداختن كامل به نوازندگى باشد در اختیار او نگذاشت و از سال 1310 به طورى جدى و مداوم به تعلیم موسیقى به شاگردانش بپردازد كه به حق هم شاگردان خوبى تربیت كرد و تحویل جامعه موسیقى ایران داد.
آثار صبا را مى‏توان به دو دسته تقسیم كرد. دسته‏ى اول شامل: اجراهاى ویولن، سه‏تار، تار، كه اكثر آنها به صورت صفحه در دست است. دسته‏ى دوم شامل: تصنیفها، آهنگهاى گردآورى شده‏ى محلى و آثار تئوریك است. صبا كتابى تحقیقى درباره‏ى شناسایى سازهاى ایرانى و تاریخچه‏ى آنها نیز تألیف كرده است. اكثر موسیقى‏دانان بزرگ و معروف ایران نظیر: حبیب سماعى، حسین تهرانى به راهنمایى او با موسیقى علمى آشنا شدند و شاگردانى نظیر: مهدى خالدى، على تجویدى، حبیب‏اللَّه بدیعى، فرامرز پایور، مجید وفادار از شاگردان سرشناس او مى‏باشند و دیگر كه گفته مى‏شود طبق یك آمار تقریبى نزدیك به دو هزار نفر از محضر استاد صبا در رشته‏هاى: ویولن، كمانچه، سه تار، تار، سنتور، قانون، ضرب و فلوت تربیت شده‏اند.
استاد ابوالحسن خان صبا نه فقط از جمله بزرگ موسیقیدانان ایران است كه راه جدید موسیقى ملى و سنتى را با نوشتن كتابها و متدهاى گوناگون هموار كرد، بلكه فصل جدیدى در ترانه و تصنیف‏سازى گشود كه سالها مورد تقلید قرار گرفت.
یكى از خدمات ارزنده‏ى استاد ابوالحسن صبا، گردآورى و اجراى درخشان ترانه‏هاى بومى به موسیقى اصیل ایرانى است.
از آثار صبا: «زنگ شتر»، «كاروان»، «زرد ملیجه» (گنجشگك زرد) «بزندان» در «شوشترى»، «در قفس»، «كوهستانى»، «رقص چوبى قاسم‏آباد»، «به یاد گذشته» در دشتى و چهار مضربهاى مختلف را باید نام برد.
صبا از بیمارى قلب همیشه رنج مى‏برد و همین بیمارى، عاقبت در شب جمعه بیست و نهم آذرماه 1336 باعث فوت آن مرد هنرمند و افتخارآفرین ایران گردید. روانش شاد.
شادروان جواد بدیع‏زاده، طى دو سفرى كه در سفر اول با ابوالحسن‏خان صبا، اسماعیل مهرتاش، فرهاد میرزا معتمد و در سفر دوم كه او بود و استاد صبا، مرتضى خان محجوبى، تاج اصفهانى، ملوك ضرابى، ملكه حكمت شعار و طاطایى جهت پر كردن صفحه به سوریه و لبنان سفر كرده بوده مى‏نویسد: «براى پر كردن صفحه و ضبط آهنگ‏هاى ملى ایران زحمات و مشقات فراوانى هنرمندان متحمل مى‏شدند از جمله در اولین سفرى كه به دعوت كمپانى «سودوا» به همراه صبا عازم حلب و بیروت شدیم، بعد از اقامت كوتاهى در بغداد با یك ماشین كه راننده‏ى آن مرد عربى بود به طرف شام حركت كردیم و براى رسیدن به این مقصد مى‏بایست از صحراى شام عبور كنیم در این راه تا رسیدن به مقصد هیچ آبادى و یا شهرى قرار نداشت. راننده‏ى عرب چون از صحرا و وضع آن بى‏اطلاع بود تا نزدكى غروب در حدود ده دوازده ساعت صحراى شام را با اتومبیلى كه در اختیار ما بود طى كرد، نزدیك غروب در محلى از صحرا قرار گرفتیم كه نه راه پس داشتیم و نه راه پیش، گم شدن در صحرا در آن مواقع كه صحرا مثل دریا و اقیانوس مى‏باشد حكم مرگ را دارد و راننده‏ى عرب راه اصلى و جاده را به علت بى‏اطلاعى گم كرده بود و براى ما بى‏اطلاعى مساوى با مرگ بود. در وسط صحرا جنبنده‏اى پیدا نمى‏شد جز خار مغیلان كه غذاى شتران است. من و صبا و دیگران همراهان مدت چهارشبانه روز در آن محل نامشخص ویلان و سرگردان منتظر رسیدن مرگ بودیم ولى بخت یارى كرد و بالاخره در چهارمین روز سرگردانى در حدود ساعت 12 شب، صبا كه از ماها باهوش‏تر بود گفت: «صداى حركت ماشینى را مى‏شنوم» و گوش خود را به زمین گذاشت و دوباره گفت: «صداى حركت ماشین را حس مى‏كنم» و در همان لحظه روزنه‏ى كوچكى از امید به گوشه‏ى چشم ما باز شد. بعد از چندى از افق در صحرا روشنایى دمید و باز پس از چندى نورى تمام صحرا را مثل روز روشن كرد و در فاصله‏اى دور از ما ایستاد. خود را به سرعت به ماشین بزرگى كه مثل ماشینهاى بزرگ دوطبقه‏اى كه فعلا در تهران در جریان است رساندیم و بعد از لحظاتى ابتدا راننده‏ى آن ماشین و بعد تمام مسافرین از آن ماشین بزرگ پیاده شدند كه ببینند این بخت برگشته‏هاى گمگشته راه از چه قماشى هستند. همگى شاد و شنگول شدیم. صباى مرگ به چشم دیده و به جان آمده، وسط صحراى شام ویولن را برداشت و در مایه‏ى «سه‏گاه» درآمدى كرد و من نیز حال گمشده‏ى خود را بازیافتم و در همان مایه و در همان حال غزل زیر را خواندم:
باز آى ساقیا كه هواخواه خدمتم
مشتاق بندگى و دعاگوى دولتم
من كز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش
در عشق دیدن تو هواخواه غربتم
معلوم است كه وسط صحراى شام، غزل حافظ با ساز صبا چه عالمى پیدا كردیم، لازم به توضیح نیست. آنگاه همگى سوار اتوبوس صحرایى شدیم و من در كنار صبا نشستم و به صبا گفتم: «چهار مضرابى كه وسط صحرا زدى ارتجالاً و بداهتاً زدى یا سابقه داشت»، گفت: «مختصرى در مغزم بود و چندان بى‏سابقه نبود»، گفتم: «چهار، مضراب خوبى بود»، یادداشت كن تا از خاطرت محو نشود تا به موقع خود ضبط كنیم». گفت: «این چهار مضراب را من «زنگ شتر» نام گذاشتم كه چندى است در خاطر دارم و به شاگردان خود تعلیم مى‏دهم و بلافاصله توى اتوبوس قوطى سیگار خود را درآورد و روى قوطى سیگار چهار مضراب را نوشت و این همان زنگ شترى است كه صبا در صفحات كمپانى «سودوا» آن را ضبط كرده و روى صفحه نوشت به یاد «غزاله»، (غزاله نام دختر صبا است) و اكنون پس از سالها این چهار مضراب به چند رقم با اركسترهاى گوناگون ضبط شده و در واقع تمرین نوازندگان سازها است».


توجه: از آنجا که درج مطالب در سایت "محبوبترین‌ها" برای همه کاربران آزاد می باشد، از همه کاربران محترم تقامندیم؛ در صورت مشاهده مطلبی خلاف واقع، غیرقانونی و یا منافی فرهنگ و اخلاق ایرانی و اسلامی در هر یک از پروفایل‌ها، از طریق بخش "تماس با ما" سایت مدیریت سایت را در جریان بگذارید.
 روابط عمومی سایت محبوبترین‌ها
Share




صفحه اصلی | ارتباط با ما | درباره ما | خبرنامه | جستجو | نقشه سایت | RSS
محبوبترین‌های سیاسی | محبوبترین‌های ورزشی | محبوبترین‌های هنری | محبوبترین‌های اقتصادی | محبوبترین‌های دانش | محبوبترین‌های اندیشه | محبوبترین‌های فرهنگ و ادب | محبوبترین‌های ارتباطات | محبوبترین‌های تاریخ و جامعه | محبوبترین‌های بهداشت | محبوبترین‌های چند رسانه‌ای | محبوبترین‌های گوناگون

ابوالحسن صبا

محبوبترین‌ها,مشاهیر ایران,بیوگرافی نخبگان,جدیدترین اخبار,محبوبترین‌چهره‌ها,محبوبترین‌های سیاسی,محبوبترین‌های ورزشی,محبوبترین‌های هنری,محبوبترین‌های اقتصادی,محبوبترین‌های پزشکی,محبوبترین‌های فرهنگی,محبوبترین‌های دین و اندیشه,محبوبترین‌های رسانه و ارتباطات,محبوبترین‌های علم و دانش,محبوبترین‌های تاریخ و جامعه,